presbyopes

[ایالات متحده]/ˈprɛz.bɪ.oʊp/
[بریتانیا]/ˈprɛz.bi.oʊp/

ترجمه

n. فردی با پیرچشمی؛ فرد دوربین به دلیل پیری؛ فردی با مشکل در تمرکز بر اشیاء نزدیک

عبارات و ترکیب‌ها

presbyope vision

بینایی دوردست

presbyope glasses

عینک مطالعه

presbyope correction

تصحیح دوربینی

presbyope symptoms

علائم دوربینی

presbyope testing

تست دوربینی

presbyope population

جمعیت دوربینی

presbyope treatment

درمان دوربینی

presbyope age

سن دوربینی

presbyope lenses

لنزهای دوربینی

presbyope care

مراقبت از دوربینی

جملات نمونه

the presbyope struggles to read small text without glasses.

فرد پیرچشم برای خواندن متن‌های کوچک بدون عینک دچار مشکل می‌شود.

many presbyopes find it challenging to adjust to bifocal lenses.

بسیاری از افراد پیرچشم تنظیم لنزهای دوتایی را چالش‌برانگیز می‌دانند.

as a presbyope, he often holds books at arm's length.

به عنوان یک فرد پیرچشم، او اغلب کتاب‌ها را در فاصله بازو نگه می‌دارد.

presbyopes may benefit from using magnifying glasses.

افراد پیرچشم ممکن است از استفاده از ذره‌بین سود ببرند.

the optometrist recommended special lenses for the presbyope.

بینایی‌سنج متخصص لنزهای خاص را برای فرد پیرچشم توصیه کرد.

presbyopes often experience eye strain when reading.

افراد پیرچشم اغلب هنگام مطالعه دچار خستگی چشم می‌شوند.

it is common for presbyopes to seek eye exams more frequently.

برای افراد پیرچشم، مراجعه مکرر به معاینات چشم امری رایج است.

presbyopes should consider regular check-ups for their vision.

افراد پیرچشم باید معاینات منظم برای بینایی خود را در نظر بگیرند.

he became a presbyope in his early forties.

او در اوایل دهه چهلگی خود به پیرچشم تبدیل شد.

many presbyopes prefer progressive lenses for their versatility.

بسیاری از افراد پیرچشم به دلیل تطبیق‌پذیری، لنزهای پیشرونده را ترجیح می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید