pressurizer

[ایالات متحده]/ˈprɛʃəraɪzə/
[بریتانیا]/ˈprɛʃərˌaɪzər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که فشار را حفظ می‌کند; دستگاهی که برای افزایش فشار استفاده می‌شود; یک تقویت‌کننده در سیستم‌های قدرت

عبارات و ترکیب‌ها

fuel pressurizer

فشاری ساز سوخت

water pressurizer

فشاری ساز آب

gas pressurizer

فشاری ساز گاز

steam pressurizer

فشاری ساز بخار

air pressurizer

فشاری ساز هوا

system pressurizer

فشاری ساز سیستم

pressure pressurizer

فشاری ساز فشار

hydraulic pressurizer

فشاری ساز هیدرولیک

oil pressurizer

فشاری ساز روغن

automatic pressurizer

فشاری ساز خودکار

جملات نمونه

the pressurizer maintains the required pressure in the system.

پرسورایزر فشار مورد نیاز را در سیستم حفظ می‌کند.

we need to check the pressurizer for any leaks.

ما باید پرسورایزر را برای هرگونه نشتی بررسی کنیم.

the pressurizer is essential for the safety of the reactor.

پرسورایزر برای ایمنی رآکتور ضروری است.

he explained how the pressurizer works during the presentation.

او توضیح داد که پرسورایزر در طول ارائه چگونه کار می‌کند.

the technician replaced the faulty pressurizer last week.

تکنسین هفته گذشته پرسورایزر معیوب را تعویض کرد.

understanding the role of the pressurizer is crucial in engineering.

درک نقش پرسورایزر در مهندسی بسیار مهم است.

the pressurizer's efficiency affects the entire system's performance.

راندمان پرسورایزر بر عملکرد کل سیستم تأثیر می‌گذارد.

during the test, the pressurizer functioned perfectly.

در طول آزمایش، پرسورایزر به خوبی کار کرد.

they installed a new digital pressurizer for better accuracy.

آنها یک پرسورایزر دیجیتال جدید برای دقت بیشتر نصب کردند.

the pressurizer can handle high temperatures and pressures.

پرسورایزر می‌تواند دما و فشار بالا را تحمل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید