preteens

[ایالات متحده]/ˈpriːtiːnz/
[بریتانیا]/ˈpriːtiːnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کودکانی که هنوز نوجوان نیستند، معمولاً در سنین 9 تا 12
adj. مربوط به کودکانی که هنوز نوجوان نیستند

عبارات و ترکیب‌ها

preteens group

گروه نوجوانان

preteens activities

فعالیت‌های نوجوانان

preteens club

باشگاه نوجوانان

preteens program

برنامه نوجوانان

preteens camp

اردوی نوجوانان

preteens fashion

مد نوجوانان

preteens education

آموزش نوجوانان

preteens health

سلامتی نوجوانان

preteens sports

ورزش‌های نوجوانان

preteens friends

دوستان نوجوانان

جملات نمونه

preteens often enjoy playing video games together.

پیش‌نوجوانان اغلب از بازی کردن بازی‌های ویدیویی با هم لذت می‌برند.

many preteens are starting to explore their interests.

بسیاری از پیش‌نوجوانان شروع به کشف علایق خود کرده‌اند.

preteens need guidance to navigate social situations.

پیش‌نوجوانان برای پیمایش در موقعیت‌های اجتماعی به راهنمایی نیاز دارند.

parents should communicate openly with their preteens.

والدین باید به طور آشکار با پیش‌نوجوانان خود ارتباط برقرار کنند.

preteens are often curious about the world around them.

پیش‌نوجوانان اغلب در مورد دنیای اطراف خود کنجکاو هستند.

activities for preteens should be engaging and fun.

فعالیت‌ها برای پیش‌نوجوانان باید جذاب و سرگرم‌کننده باشد.

preteens may face peer pressure as they grow older.

پیش‌نوجوانان ممکن است با افزایش سن تحت فشار همسالان قرار گیرند.

it's important for preteens to develop good study habits.

برای پیش‌نوجوانان مهم است که عادت‌های مطالعه خوبی را توسعه دهند.

preteens often start to form their own opinions.

پیش‌نوجوانان اغلب شروع به شکل‌گیری نظرات خود می‌کنند.

sports can be a great outlet for preteens to express themselves.

ورزش‌ها می‌توانند یک راه عالی برای پیش‌نوجوانان برای ابراز وجود خود باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید