pretentions

[ایالات متحده]/prɪˈtenʃənz/
[بریتانیا]/prɪˈtenʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دعوات یا امیدواری‌هایی به یک وضعیت یا کیفیت خاص؛ ادعای زیاد.

جملات نمونه

she has pretensions to being a great artist.

او ادعا به اینکه یک هنرمند بزرگ است.

he makes no pretensions about his humble origins.

او درباره اصل متوسط خود ادعا نمی‌کند.

the novel has literary pretensions but fails to impress.

این رمان ادعا به جنبه‌های ادبی دارد اما تأثیری نمی‌گذارد.

they rejected the proposal without false pretensions.

آنها پیشنهاد را بدون ادعاهای نادرست رد کردند.

despite his pretensions, he knows little about politics.

با وجود ادعاهای او، او درباره سیاست چیزی نمی‌داند.

the restaurant maintains an air of pretension without quality.

این رستوران یک ادعا به کیفیت ندارد.

her artistic pretensions were evident in her work.

ادعاهای هنری او در کارش آشکار بود.

he gave up his political pretensions after the scandal.

پس از این فضیله، او ادعاهای سیاسی خود را ترک کرد.

the film-maker has pretensions to greatness.

کننده فیلم ادعا به بزرگی دارد.

she acted without pretensions and was loved by all.

او بدون ادعا عمل کرد و توسط همه دوست داشته شد.

his claims were mere pretensions to authority.

ادعاهای او فقط ادعا به قدرت بود.

the young writer's pretensions were obvious to everyone.

ادعاهای نویسنده جوان به همه واضح بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید