primaquines

[ایالات متحده]/ˈpraɪməkiːn/
[بریتانیا]/ˈpraɪməˌkwin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دارویی که برای پیشگیری و درمان مالاریا استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

primaquine treatment

درمان پرایماکین

primaquine dosage

دوز پرایماکین

primaquine side effects

عوارض جانبی پرایماکین

primaquine therapy

درمان با پرایماکین

primaquine resistance

مقاومت به پرایماکین

primaquine efficacy

اثربخشی پرایماکین

primaquine administration

تجویز پرایماکین

primaquine guidelines

دستورالعمل‌های پرایماکین

primaquine use

مصرف پرایماکین

primaquine interactions

تعاملات پرایماکین

جملات نمونه

primaquine is used to treat malaria.

داروی پرایماکین برای درمان مالاریا استفاده می‌شود.

doctors recommend primaquine for certain types of malaria.

پزشکان پرایماکین را برای انواع خاصی از مالاریا توصیه می‌کنند.

it is important to follow the dosage instructions for primaquine.

رعایت دستورالعمل‌های دوز مصرفی برای پرایماکین مهم است.

primaquine can cause side effects in some patients.

پرایماکین می‌تواند در برخی از بیماران عوارض جانبی ایجاد کند.

before taking primaquine, inform your doctor of any allergies.

قبل از مصرف پرایماکین، پزشک خود را از هرگونه آلرژی مطلع کنید.

primaquine is often used in combination with other antimalarials.

پرایماکین اغلب همراه با سایر داروهای ضد مالاریا استفاده می‌شود.

patients should be monitored while on primaquine therapy.

بیماران باید در طول درمان با پرایماکین تحت نظر باشند.

some studies have shown the effectiveness of primaquine.

برخی از مطالعات نشان داده‌اند که پرایماکین موثر است.

primaquine is not suitable for everyone.

پرایماکین برای همه مناسب نیست.

patients should discuss primaquine with their healthcare provider.

بیماران باید با ارائه دهنده مراقبت‌های بهداشتی خود در مورد پرایماکین صحبت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید