special privileges
مزایای ویژه
exclusive privileges
مزایای انحصاری
user privileges
مزایای کاربر
access privileges
مزایای دسترسی
administrative privileges
مزایای مدیریتی
privileges granted
مزایایی که اعطا شدهاند
privileges revoked
مزایایی که سلب شدهاند
privileges assigned
مزایایی که اختصاص داده شدهاند
privileges extended
مزایایی که تمدید شدهاند
limited privileges
مزایای محدود
having privileges comes with great responsibility.
داشتن امتیازها با مسئولیت بزرگ همراه است.
she enjoys the privileges of being a senior member.
او از امتیازات بودن یک عضو ارشد لذت می برد.
they granted him special privileges for his contributions.
آنها به خاطر مشارکت هایش امتیازات ویژه ای به او اعطا کردند.
privileges can be revoked if misused.
امتیازات در صورت سوء استفاده قابل لغو هستند.
education provides many privileges for future success.
تحصیلات امتیازات زیادی برای موفقیت آینده فراهم می کند.
we must ensure that privileges are fairly distributed.
ما باید اطمینان حاصل کنیم که امتیازات به طور منصفانه توزیع می شوند.
he was born into a family with many privileges.
او در خانواده ای با امتیازات فراوان متولد شد.
privileges often lead to a sense of entitlement.
امتیازات اغلب منجر به احساس استحقاق می شوند.
some privileges are earned through hard work.
برخی از امتیازات از طریق تلاش به دست می آیند.
understanding the privileges of citizenship is important.
درک امتیازات شهروندی مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید