privileges

[ایالات متحده]/ˈprɪvɪlɪdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈprɪvəlɪdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حقوق یا مزایای خاصی که به یک گروه خاص اعطا می‌شود؛ منافع یا حقوقی که توسط تعداد معدودی به دلیل ثروت یا وضعیت اجتماعی بهره‌مند می‌شوند؛ معافیت از برخی تعهدات یا مسئولیت‌ها؛ افتخار یا امتیاز ویژه

عبارات و ترکیب‌ها

special privileges

مزایای ویژه

exclusive privileges

مزایای انحصاری

user privileges

مزایای کاربر

access privileges

مزایای دسترسی

administrative privileges

مزایای مدیریتی

privileges granted

مزایایی که اعطا شده‌اند

privileges revoked

مزایایی که سلب شده‌اند

privileges assigned

مزایایی که اختصاص داده شده‌اند

privileges extended

مزایایی که تمدید شده‌اند

limited privileges

مزایای محدود

جملات نمونه

having privileges comes with great responsibility.

داشتن امتیازها با مسئولیت بزرگ همراه است.

she enjoys the privileges of being a senior member.

او از امتیازات بودن یک عضو ارشد لذت می برد.

they granted him special privileges for his contributions.

آنها به خاطر مشارکت هایش امتیازات ویژه ای به او اعطا کردند.

privileges can be revoked if misused.

امتیازات در صورت سوء استفاده قابل لغو هستند.

education provides many privileges for future success.

تحصیلات امتیازات زیادی برای موفقیت آینده فراهم می کند.

we must ensure that privileges are fairly distributed.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که امتیازات به طور منصفانه توزیع می شوند.

he was born into a family with many privileges.

او در خانواده ای با امتیازات فراوان متولد شد.

privileges often lead to a sense of entitlement.

امتیازات اغلب منجر به احساس استحقاق می شوند.

some privileges are earned through hard work.

برخی از امتیازات از طریق تلاش به دست می آیند.

understanding the privileges of citizenship is important.

درک امتیازات شهروندی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید