prolines

[ایالات متحده]/ˈprəʊliːn/
[بریتانیا]/ˈproʊliːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اسید آمینه‌ای که جزء پروتئین‌ها است

عبارات و ترکیب‌ها

proline rich

غنی از پرولین

proline metabolism

متابولیسم پرولین

proline synthesis

سنتز پرولین

proline content

مقدار پرولین

proline pathway

مسیر پرولین

proline function

عملکرد پرولین

proline signaling

سیگنالینگ پرولین

proline transport

حمل و نقل پرولین

proline deficiency

کمبود پرولین

proline analysis

تجزیه و تحلیل پرولین

جملات نمونه

proline is an important amino acid for protein synthesis.

پرو لین یک اسید آمینه مهم برای سنتز پروتئین است.

many athletes use proline to enhance their performance.

بسیاری از ورزشکاران از پرولین برای افزایش عملکرد خود استفاده می کنند.

proline plays a crucial role in collagen formation.

پرو لین نقش حیاتی در تشکیل کلاژن دارد.

research shows that proline can help with stress reduction.

تحقیقات نشان می دهد که پرولین می تواند به کاهش استرس کمک کند.

proline is often found in high concentrations in certain foods.

پرو لین اغلب به طور معمول در برخی غذاها با غلظت بالا یافت می شود.

some studies suggest that proline may aid in wound healing.

برخی از مطالعات نشان می دهد که پرولین ممکن است به بهبود روند بهبودی زخم کمک کند.

proline is essential for the synthesis of neurotransmitters.

پرو لین برای سنتز انتقال دهنده های عصبی ضروری است.

dietary sources of proline include meat and dairy products.

منابع غذایی پرولین شامل گوشت و محصولات لبنی است.

proline supplementation may benefit individuals with certain health conditions.

مصلیح کردن پرولین ممکن است برای افراد مبتلا به شرایط خاص سلامتی مفید باشد.

understanding the role of proline can help improve nutrition.

درک نقش پرولین می تواند به بهبود تغذیه کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید