promycelium

[ایالات متحده]/prəʊˈmɪsɪliəm/
[بریتانیا]/proʊˈmaɪˌsiːliəm/

ترجمه

n. مرحله اولیه هیف های قارچی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

promycelium growth

رشد میسلیوم

promycelium stage

مرحله میسلیوم

promycelium formation

تشکیل میسلیوم

promycelium development

توسعه میسلیوم

promycelium structure

ساختار میسلیوم

promycelium function

عملکرد میسلیوم

promycelium species

گونه‌های میسلیوم

promycelium analysis

تجزیه و تحلیل میسلیوم

promycelium characteristics

ویژگی‌های میسلیوم

promycelium interaction

تعامل میسلیوم

جملات نمونه

promycelium is crucial for understanding fungal development.

پرمیسلیوم برای درک رشد قارچی بسیار مهم است.

the study of promycelium can lead to advancements in mycology.

مطالعه پرمیسلیوم می‌تواند منجر به پیشرفت در قارشناسی شود.

scientists observed the growth patterns of promycelium.

دانشمندان الگوهای رشد پرمیسلیوم را مشاهده کردند.

promycelium plays a significant role in the life cycle of certain fungi.

پرمیسلیوم نقش مهمی در چرخه زندگی برخی قارچ‌ها دارد.

researchers are investigating the genetic makeup of promycelium.

محققان در حال بررسی ساختار ژنتیکی پرمیسلیوم هستند.

promycelium can be found in various environments.

پرمیسلیوم را می‌توان در محیط‌های مختلف یافت.

the formation of promycelium is a key step in reproduction.

تشکیل پرمیسلیوم یک مرحله کلیدی در تولید مثل است.

understanding promycelium helps in developing fungal treatments.

درک پرمیسلیوم به توسعه درمان‌های قارچی کمک می‌کند.

promycelium can influence the ecological balance in its habitat.

پرمیسلیوم می‌تواند تعادل اکولوژیکی در زیستگاه خود را تحت تأثیر قرار دهد.

observations of promycelium can enhance agricultural practices.

مشاهدات از پرمیسلیوم می‌تواند شیوه‌های کشاورزی را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید