pronators

[ایالات متحده]/ˈprəʊneɪtə/
[بریتانیا]/ˈproʊneɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضله‌ای که ساعد یا دست را به سمت داخل می‌چرخاند

عبارات و ترکیب‌ها

pronator teres

ضلع دورکننده

pronator quadratus

چهارضلعی دورکننده

pronator muscle

عضله دورکننده

pronator action

عمل دورکننده

pronator strength

قدرت دورکننده

pronator function

عملکرد دورکننده

pronator injury

آسیب دورکننده

pronator test

تست دورکننده

pronator position

موقعیت دورکننده

pronator stretch

کششی دورکننده

جملات نمونه

the pronator teres muscle is important for forearm movement.

ماهراجی عضلانی پیش‌بند، برای حرکت مچ دست مهم است.

strengthening the pronator can help prevent injuries.

تقویت کردن پیش‌بند می‌تواند به جلوگیری از آسیب‌ها کمک کند.

the pronator function is crucial for athletes.

عملکرد پیش‌بند برای ورزشکاران بسیار مهم است.

physical therapy often includes exercises for the pronator.

فیزیوتراپی اغلب شامل تمریناتی برای پیش‌بند است.

understanding the pronator's role can improve your performance.

درک نقش پیش‌بند می‌تواند عملکرد شما را بهبود بخشد.

injuries to the pronator can limit arm mobility.

آسیب دیدگی به پیش‌بند می‌تواند تحرک بازو را محدود کند.

the pronator is activated during many daily activities.

پیش‌بند در طول بسیاری از فعالیت‌های روزمره فعال می‌شود.

exercises focusing on the pronator can enhance grip strength.

تمریناتی که بر روی پیش‌بند تمرکز دارند می‌توانند قدرت دست را افزایش دهند.

proper warm-up can help protect the pronator from strain.

گرم کردن مناسب می‌تواند به محافظت از پیش‌بند در برابر فشار کمک کند.

many sports require strong pronator muscles for optimal performance.

بسیاری از ورزش‌ها برای عملکرد بهینه به عضلات پیش‌بند قوی نیاز دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید