propshaft assembly
جمعآوری میله انتقال
propshaft bearing
میله انتقال گوه
propshaft vibration
اهیجان میله انتقال
propshaft failure
نیل میله انتقال
propshaft replacement
تعویض میله انتقال
propshaft maintenance
نگهداری میله انتقال
broken propshaft
میله انتقال شکسته
propshaft inspection
بررسی میله انتقال
propshaft lubrication
روغن کاری میله انتقال
propshaft universal joint
مفصل گوه میله انتقال
the mechanic inspected the propshafts for signs of wear and tear.
تکنسیونکار برای نشانههای ساییدگی و از کار افتادگی پروپشافتها بررسی کرد.
replacing the damaged propshafts restored power to the rear wheels.
تعویض پروپشافتهای آسیب دیده قدرت را به چرخهای پشت بازگرداند.
universal joints connect the propshafts to the differential.
مفصلهای یکنواخت پروپشافتها را به دیفرانسیل متصل میکنند.
carbon fiber propshafts offer significant weight savings over steel.
پروپشافتهای فیبر کربنی نسبت به فولاد وزن زیادی کاهش میدهند.
vibrations while driving often indicate unbalanced propshafts.
تکانهای در حال رانندگی اغلب نشان دهنده پروپشافتهای ناچیز است.
the assembly line installs propshafts on heavy-duty trucks.
خط تولید پروپشافتها را روی کامیونهای سنگین نصب میکند.
proper lubrication extends the service life of propshafts.
روغنکاری مناسب عمر خدمت پروپشافتها را افزایش میدهد.
the racing team upgraded the propshafts for better performance.
تیم رقابتی پروپشافتها را برای عملکرد بهتر به روز کرد.
during the service, the technician greased the propshafts.
در حین خدمات، فنی پروپشافتها را روغن کرد.
inspect the propshafts immediately if you hear a clunking noise.
اگر صدای تکانزدن شنیده شود، فوراً پروپشافتها را بررسی کنید.
most four-wheel drive vehicles utilize two propshafts.
بیشتر خودروهای چرخ چهار در چهار از دو پروپشافت استفاده میکنند.
propshaft assembly
جمعآوری میله انتقال
propshaft bearing
میله انتقال گوه
propshaft vibration
اهیجان میله انتقال
propshaft failure
نیل میله انتقال
propshaft replacement
تعویض میله انتقال
propshaft maintenance
نگهداری میله انتقال
broken propshaft
میله انتقال شکسته
propshaft inspection
بررسی میله انتقال
propshaft lubrication
روغن کاری میله انتقال
propshaft universal joint
مفصل گوه میله انتقال
the mechanic inspected the propshafts for signs of wear and tear.
تکنسیونکار برای نشانههای ساییدگی و از کار افتادگی پروپشافتها بررسی کرد.
replacing the damaged propshafts restored power to the rear wheels.
تعویض پروپشافتهای آسیب دیده قدرت را به چرخهای پشت بازگرداند.
universal joints connect the propshafts to the differential.
مفصلهای یکنواخت پروپشافتها را به دیفرانسیل متصل میکنند.
carbon fiber propshafts offer significant weight savings over steel.
پروپشافتهای فیبر کربنی نسبت به فولاد وزن زیادی کاهش میدهند.
vibrations while driving often indicate unbalanced propshafts.
تکانهای در حال رانندگی اغلب نشان دهنده پروپشافتهای ناچیز است.
the assembly line installs propshafts on heavy-duty trucks.
خط تولید پروپشافتها را روی کامیونهای سنگین نصب میکند.
proper lubrication extends the service life of propshafts.
روغنکاری مناسب عمر خدمت پروپشافتها را افزایش میدهد.
the racing team upgraded the propshafts for better performance.
تیم رقابتی پروپشافتها را برای عملکرد بهتر به روز کرد.
during the service, the technician greased the propshafts.
در حین خدمات، فنی پروپشافتها را روغن کرد.
inspect the propshafts immediately if you hear a clunking noise.
اگر صدای تکانزدن شنیده شود، فوراً پروپشافتها را بررسی کنید.
most four-wheel drive vehicles utilize two propshafts.
بیشتر خودروهای چرخ چهار در چهار از دو پروپشافت استفاده میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید