proselytisers

[ایالات متحده]/ˈprɒsɪlaɪtəz/
[بریتانیا]/ˈprɑːsɪlaɪtərz/

ترجمه

n. افرادی که سعی می‌کنند خود را یا دیگران را به یک باور، دین یا نظریه تبدیل کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

aggressive proselytisers

تبلیغگران فعال

religious proselytisers

تبلیغگران دینی

political proselytisers

تبلیغگران سیاسی

active proselytisers

تبلیغگران فعال

online proselytisers

تبلیغگران آنلاین

proselytisers everywhere

تبلیغگران در هر جا

ban proselytisers

ممنوعیت تبلیغگران

جملات نمونه

the fervent proselytisers preached on the street corners.

گروهی از مبلغان فعال در زوایای خیابان‌ها دعا می‌کردند.

a group of proselytisers knocked on our door yesterday.

گروهی از مبلغان دیروز به در ما کوچک کردند.

many proselytisers distribute pamphlets to passersby.

بسیاری از مبلغان فلیترها را به عبور کنندگان توزیع می‌کنند.

the law prohibits aggressive proselytisers near schools.

قانون مبلغان فعال را در نزدیکی مدارس ممنوع می‌کند.

she accused them of being mere political proselytisers.

او آن‌ها را تنها مبلغان سیاسی دانست.

these proselytisers aim to convert the local population.

این مبلغان قصد تبدیل جمعیت محلی را دارند.

the king banned foreign proselytisers from entering the kingdom.

پادشاه مبلغان خارجی را ورود به کشور ممنوع کرد.

active proselytisers often travel to remote regions.

مبلغان فعال اغلب به مناطق دورافتاده سفر می‌کنند.

he complained about the noisy proselytisers outside his shop.

او درباره مبلغان بلندگوی خارج از فروشگاهش شکایت کرد.

the documentary explores the lives of religious proselytisers.

مستند زندگی مبلغان دینی را بررسی می‌کند.

successful proselytisers rely on persuasion rather than force.

مبلغان موفق به جای استفاده از قدرت، از تأثیرگذاری استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید