proteinaceous

[ایالات متحده]/ˌprəʊtɪˈneɪʃəs/
[بریتانیا]/ˌproʊtɪˈneɪʃəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به پروتئین; شبیه یا حاوی پروتئین

عبارات و ترکیب‌ها

proteinaceous material

مواد پروتئینی

proteinaceous substance

ماده پروتئینی

proteinaceous food

غذاهای پروتئینی

proteinaceous source

منبع پروتئینی

proteinaceous compounds

ترکیبات پروتئینی

proteinaceous tissue

بافت پروتئینی

proteinaceous diet

رژیم غذایی پروتئینی

proteinaceous waste

ضایعات پروتئینی

proteinaceous cells

سلول‌های پروتئینی

proteinaceous layer

لایه پروتئینی

جملات نمونه

proteinaceous substances are essential for muscle growth.

مواد پروتئینی برای رشد عضلات ضروری هستند.

many proteinaceous foods are rich in essential amino acids.

بسیاری از غذاهای پروتئینی سرشار از اسیدهای آمینه ضروری هستند.

proteinaceous diets can enhance athletic performance.

رژیم‌های غذایی پروتئینی می‌توانند عملکرد ورزشی را افزایش دهند.

some proteinaceous materials are used in food processing.

برخی از مواد پروتئینی در فرآوری غذا استفاده می‌شوند.

proteinaceous compounds play a role in cell signaling.

ترکیبات پروتئینی نقش مهمی در سیگنالینگ سلولی ایفا می‌کنند.

the study focused on proteinaceous interactions within the cell.

این مطالعه بر روی تعاملات پروتئینی در داخل سلول متمرکز بود.

proteinaceous waste can be recycled for animal feed.

ضایعات پروتئینی می‌توانند برای خوراک دام بازیافت شوند.

proteinaceous enzymes are crucial for biochemical reactions.

آنزیم‌های پروتئینی برای واکنش‌های بیوشیمیایی بسیار مهم هستند.

the researcher isolated a novel proteinaceous molecule.

محقق یک مولکول پروتئینی جدید را جدا کرد.

proteinaceous materials can vary significantly in quality.

مواد پروتئینی می‌توانند از نظر کیفیت تفاوت‌های قابل توجهی داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید