prothrombin

[ایالات متحده]/prəʊˈθrɒmbɪn/
[بریتانیا]/proʊˈθrɑːmbɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پروتئینی در پلاسماي خون که در طول فرآیند لخته شدن به ترومبین فعال تبدیل می‌شود؛ فاکتور لخته شدن II؛ پروترومبین

عبارات و ترکیب‌ها

prothrombin time

زمان پروترومبین

prothrombin complex

کمپلکس پروترومبین

prothrombin levels

سطح پروترومبین

prothrombin gene

ژن پروترومبین

prothrombin mutation

جهش پروترومبین

prothrombin assay

آزمایش پروترومبین

prothrombin synthesis

سنتز پروترومبین

prothrombin activity

فعالیت پروترومبین

prothrombin deficiency

کمبود پروترومبین

prothrombin conversion

تبدیل پروترومبین

جملات نمونه

prothrombin is essential for blood clotting.

پروتومبین برای انعقاد خون ضروری است.

doctors often check prothrombin levels in patients.

پزشکان اغلب سطح پروترومبین را در بیماران بررسی می‌کنند.

elevated prothrombin can indicate liver issues.

افزایش پروترومبین می‌تواند نشان‌دهنده مشکلات کبدی باشد.

prothrombin time is a common blood test.

زمان پروترومبین یک آزمایش خون رایج است.

vitamin k is necessary for prothrombin synthesis.

ویتامین K برای سنتز پروترومبین ضروری است.

patients on anticoagulants may have altered prothrombin levels.

بیماران مصرف‌کننده داروهای ضد انعقاد ممکن است سطح پروترومبین تغییر یافته داشته باشند.

prothrombin mutations can lead to clotting disorders.

جهش‌های پروترومبین می‌توانند منجر به اختلالات انعقادی شوند.

monitoring prothrombin levels helps manage bleeding risks.

نظارت بر سطح پروترومبین به مدیریت خطرات خونریزی کمک می‌کند.

prothrombin is produced by the liver.

پروتومبین توسط کبد تولید می‌شود.

understanding prothrombin can aid in treatment decisions.

درک پروترومبین می‌تواند به تصمیم‌گیری در مورد درمان کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید