protist

[ایالات متحده]/ˈprəʊtɪst/
[بریتانیا]/ˈproʊtɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گروه متنوع از میکروارگانیسم‌های یوکاریوتی، معمولاً تک‌سلولی

عبارات و ترکیب‌ها

single protist

پروتئیست تک‌یاخته

marine protist

پروتئیست دریایی

freshwater protist

پروتئیست آب شیرین

photosynthetic protist

پروتئیست فتوسنتزی

protist cell

سلول پروتئیست

unicellular protist

پروتئیست تک‌سلولی

flagellated protist

پروتئیست سوسری

protist species

گونه‌های پروتئیست

protist diversity

تنوع پروتئیست‌ها

pathogenic protist

پروتئیست بیماری‌زا

جملات نمونه

protists are a diverse group of microorganisms.

پروتئیست‌ها یک گروه متنوع از میکروارگانیسم‌ها هستند.

many protists can photosynthesize like plants.

بسیاری از پروتئیست‌ها مانند گیاهان می‌توانند فتوسنتز کنند.

some protists are responsible for diseases in humans.

برخی از پروتئیست‌ها مسئول بروز بیماری‌ها در انسان‌ها هستند.

protists play a crucial role in aquatic ecosystems.

پروتئیست‌ها نقش مهمی در اکوسیستم‌های آبزی ایفا می‌کنند.

scientists study protists to understand evolution.

دانشمندان پروتئیست‌ها را برای درک تکامل مطالعه می‌کنند.

some protists can move using cilia or flagella.

برخی از پروتئیست‌ها می‌توانند با استفاده از وزغه‌ها یا سوخاره‌ها حرکت کنند.

protists can be found in a variety of environments.

پروتئیست‌ها را می‌توان در محیط‌های مختلف یافت.

not all protists are harmful; some are beneficial.

همه پروتئیست‌ها مضر نیستند؛ برخی مفید هستند.

researchers are discovering new species of protists.

محققان در حال کشف گونه‌های جدیدی از پروتئیست‌ها هستند.

protists can reproduce asexually or sexually.

پروتئیست‌ها می‌توانند به صورت غیرجنسی یا جنسی تولید مثل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید