protrudes

[ایالات متحده]/prəˈtruːdz/
[بریتانیا]/prəˈtruːdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (باعث چیزی شود که) بیرون بزند یا فراتر از یک سطح گسترش یابد

عبارات و ترکیب‌ها

bone protrudes

استخوان بیرون زده است

object protrudes

شیء بیرون زده است

part protrudes

قسمت بیرون زده است

edge protrudes

لبه بیرون زده است

section protrudes

بخش بیرون زده است

surface protrudes

سطح بیرون زده است

feature protrudes

ویژگی بیرون زده است

nail protrudes

میخ بیرون زده است

spine protrudes

ستون فقرات بیرون زده است

lip protrudes

لب بیرون زده است

جملات نمونه

the rock protrudes from the cliff face.

صخره از نمایشی صخره بیرون زده است.

a tree branch protrudes over the path.

یک شاخه درخت از مسیر بیرون زده است.

the building's roof protrudes beyond the walls.

سقف ساختمان از دیوارها بیرون زده است.

the nail protrudes from the wooden board.

میخ از تخته چوبی بیرون زده است.

his belly protrudes after the big meal.

شکم او پس از غذای بزرگ بیرون زده است.

the mountain range protrudes into the skyline.

منطقه کوهستانی به افق نفوذ می کند.

the sculpture protrudes from the wall.

مجسمه از دیوار بیرون زده است.

the veins protrude on his arms during exercise.

رگ‌هایش در حین ورزش روی بازوهایش بیرون زده‌اند.

the antennae of the insect protrude from its head.

آنتن حشره از سرش بیرون زده است.

the rocks protrude above the water surface.

صخره‌ها بالای سطح آب بیرون زده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید