provides

[ایالات متحده]/prəˈvaɪdz/
[بریتانیا]/prəˈvaɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تأمین کردن یا در دسترس قرار دادن; تعیین کردن یا بیان کردن; تجهیز کردن یا فراهم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

provides support

ارائه پشتیبانی

provides access

ارائه دسترسی

provides guidance

ارائه راهنمایی

provides information

ارائه اطلاعات

provides resources

ارائه منابع

provides solutions

ارائه راه حل ها

provides feedback

ارائه بازخورد

provides training

ارائه آموزش

provides assistance

ارائه کمک

provides options

ارائه گزینه ها

جملات نمونه

the service provides excellent customer support.

سرویس پشتیبانی مشتری عالی ارائه می‌دهد.

this app provides useful features for users.

این برنامه ویژگی‌های مفید برای کاربران ارائه می‌دهد.

the program provides training for new employees.

این برنامه آموزش برای کارمندان جدید ارائه می‌دهد.

the hotel provides complimentary breakfast for guests.

هتل صبحانه رایگان برای مهمانان ارائه می‌دهد.

the website provides detailed information about the product.

وب سایت اطلاعات دقیقی در مورد محصول ارائه می‌دهد.

the school provides resources for students to succeed.

مدرسه منابعی را برای موفقیت دانش آموزان فراهم می‌کند.

the organization provides support for local businesses.

این سازمان از کسب و کارهای محلی پشتیبانی می‌کند.

this tool provides a quick solution to the problem.

این ابزار یک راه حل سریع برای مشکل ارائه می‌دهد.

the company provides a warranty for its products.

این شرکت گارانتی برای محصولات خود ارائه می‌دهد.

the library provides access to a wide range of books.

کتابخانه دسترسی به طیف گسترده‌ای از کتاب‌ها را فراهم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید