psalmists

[ایالات متحده]/'sɑːmɪst/
[بریتانیا]/ˈsɑmɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آهنگساز مزامیر، نویسنده سرودها.

جملات نمونه

David became known as the "sweet psalmist of Israel" for his skill in composing half of the psalms in Israel's hymnbook.

داوود به عنوان "شاعر شیرین اسرائیل" به دلیل مهارتش در ساختن نیمی از مزمورها در کتاب سرودهای اسرائیل شناخته شد.

The psalmist composed a beautiful hymn.

مزمور یک سرود زیبا ساخت.

The psalmist found inspiration in nature.

مزمور در طبیعت الهام گرفت.

The psalmist's words resonated with the congregation.

کلمات مزمور با جمعيت همسو بودند.

Many consider King David to be the greatest psalmist.

بسیاری پادشاه داوود را بزرگترین مزمور در نظر می گیرند.

The psalmist's verses are often set to music.

آیات مزمور اغلب به موسیقی تنظیم می شوند.

The psalmist's writings are full of emotion and devotion.

نوشته های مزمور پر از احساس و تعهد هستند.

The psalmist's poetry reflects a deep faith in God.

شعر مزمور نشان دهنده ایمان عمیقی به خدا است.

The psalmist's words are a source of comfort for many.

کلمات مزمور منبع آسایش برای بسیاری هستند.

The psalmist's work has stood the test of time.

کار مزمور سر گذرانده است.

The psalmist's Psalms are still recited in churches today.

مزامیر مزمور هنوز در کلیساها امروز خوانده می شوند.

نمونه‌های واقعی

An environment which would have made a contented woman a poet, a suffering woman a devotee, a pious woman a psalmist, even a giddy woman thoughtful, made a rebellious woman saturnine.

فضایی که می‌توانست یک زن راضی را شاعر، یک زن رنج‌کشیده را شیفته، یک زن باوقار را منشد، حتی یک زن سبک‌سر را متفکر کند، یک زن سرکش را بدخلق کرد.

منبع: Returning Home

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید