psycholinguists

ترجمه

n. متخصصی که رابطه بین زبان و روانشناسی را مطالعه می‌کند، به عنوان روان‌شناختی زبان‌شناس شناخته می‌شود.

جملات نمونه

The psycholinguist conducted research on language acquisition.

تحقیقات پیرامون کسب زبان توسط متخصص روان‌زبان‌شناسی انجام شد.

The psycholinguist analyzed the relationship between language and cognition.

متخصص روان‌زبان‌شناسی رابطه بین زبان و شناخت را تجزیه و تحلیل کرد.

The psycholinguist studied the impact of bilingualism on cognitive development.

متخصص روان‌زبان‌شناسی تأثیر آموزش دو زبانه بر رشد شناختی را مطالعه کرد.

The psycholinguist investigated how language affects thought processes.

متخصص روان‌زبان‌شناسی بررسی کرد که زبان چگونه بر فرآیندهای فکری تأثیر می‌گذارد.

The psycholinguist published a paper on language processing in the brain.

متخصص روان‌زبان‌شناسی مقاله‌ای در مورد پردازش زبان در مغز منتشر کرد.

The psycholinguist presented findings on language disorders at the conference.

متخصص روان‌زبان‌شناسی یافته‌های مربوط به اختلالات زبانی را در کنفرانس ارائه کرد.

The psycholinguist collaborated with neuroscientists to study language processing.

متخصص روان‌زبان‌شناسی با متخصصان علوم اعصاب برای مطالعه پردازش زبان همکاری کرد.

The psycholinguist used advanced technology to analyze speech patterns.

متخصص روان‌زبان‌شناسی از فناوری پیشرفته برای تجزیه و تحلیل الگوهای گفتاری استفاده کرد.

The psycholinguist taught a course on language development at the university.

متخصص روان‌زبان‌شناسی یک دوره در مورد رشد زبان در دانشگاه تدریس کرد.

The psycholinguist is writing a book on the evolution of language.

متخصص روان‌زبان‌شناسی در حال نوشتن کتابی در مورد تکامل زبان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید