pteridologist

[ایالات متحده]//ˌptɛrɪˈdɒlədʒɪst//
[بریتانیا]//ˌtɛrɪˈdɑːlədʒɪst//

ترجمه

n. یک گیاه‌شناس که به مطالعه گیاهان پاپوری و هم‌دست‌های آن‌ها می‌پردازد.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

the pteridologist

پتریدولوژیست

a pteridologist

یک پتریدولوژیست

young pteridologist

یک پتریدولوژیست جوان

famous pteridologist

یک پتریدولوژیست معروف

the pteridologists

پتریدولوژیست‌ها

expert pteridologist

یک پتریدولوژیست متخصص

renowned pteridologist

یک پتریدولوژیست مطرح

pteridologist found

پتریدولوژیستی که پیدا شد

pteridologist studying

پتریدولوژیستی که می‌درسند

skilled pteridologist

یک پتریدولوژیست ماهر

جملات نمونه

the pteridologist discovered a rare fern species deep within the tropical rainforest.

پتریدولوژیست یک گونه گیاهی نادر را در عمق جنگل گیا درختی کشف کرد.

as a pteridologist, she specializes in the identification of spore-bearing plants.

به عنوان یک پتریدولوژیست، او در شناسایی گیاهان حامل اسپور متخصص است.

the research team is led by a pteridologist with decades of experience.

تیم تحقیقی توسط یک پتریدولوژیست با دهه‌ها تجربه رهبری می‌شود.

every pteridologist must understand the complex life cycle of ferns.

هر پتریدولوژیست باید چرخه زندگی پیچیده گیاهان گونه‌های گیاهی را درک کند.

the pteridologist collected samples from the humid understory of the forest.

پتریدولوژیست نمونه‌هایی از زیر جنگل مرطوب جمع‌آوری کرد.

he became a pteridologist because of his fascination with ancient plant lineages.

او به دلیل علاقه‌اش به نسل‌های گیاهی باستانی به یک پتریدولوژیست تبدیل شد.

the pteridologist published a comprehensive guide to local fern varieties.

پتریدولوژیست یک راهنمای جامع درباره گونه‌های گیاهی محلی منتشر کرد.

a professional pteridologist can distinguish between similar species by their fronds.

یک پتریدولوژیست حرفه‌ای می‌تواند بین گونه‌های مشابه با برگ‌هایش تمیز کند.

the university hired a pteridologist to curate the botanical garden collection.

دانشگاه یک پتریدولوژیست را برای نگهداری از مجموعه گیاه‌شناسی استخدام کرد.

the pteridologist used a microscope to examine the spore patterns.

پتریدولوژیست از میکروسکوپ برای بررسی الگوی اسپور استفاده کرد.

climate change is a major concern for the modern pteridologist.

تغییرات اقلیمی یک نگرانی اصلی برای پتریدولوژیست‌های مدرن است.

the paper was co-authored by a botanist and a pteridologist.

این مقاله توسط یک گیاه‌شناس و یک پتریدولوژیست به همکاری نوشته شد.

the experienced pteridologist explained the evolutionary history of vascular plants.

پتریدولوژیست تجربه‌دار تاریخ تکامل گیاهان عروقی را توضیح داد.

young researchers accompanied the pteridologist on the field expedition.

پژوهشگران جوان با پتریدولوژیست در کاوش‌های میدانی همراه بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید