pubess

[ایالات متحده]/'pju:bi:z/
[بریتانیا]/'pju:bi:z/

ترجمه

n. موهای نرم و کوتاه؛ به‌طور خاص، موهای ناحیه تناسلی؛ ناحیه تناسلی؛ تپه تناسلی؛ موهای نرم روی گیاهان یا حشرات؛ شکل جمع pubis؛ شکل متغیر pubis

عبارات و ترکیب‌ها

pubess growth

رشد موهای مخصوص

pubess area

ناحیه موهای مخصوص

pubess development

توسعه موهای مخصوص

pubess removal

حذف موهای مخصوص

pubess grooming

آرایش موهای مخصوص

pubess care

مراقبت از موهای مخصوص

pubess style

سبک موهای مخصوص

pubess trimming

تیغ زدن موهای مخصوص

pubess hygiene

بهداشت موهای مخصوص

pubess appearance

ظاهر موهای مخصوص

جملات نمونه

pubess is an important stage in human development.

نوجویی یک مرحله مهم در رشد انسان است.

during pubess, many physical changes occur.

در دوران نوجویی، تغییرات فیزیکی زیادی رخ می دهد.

pubess can be a challenging time for teenagers.

نوجویی می تواند یک دوره چالش برانگیز برای نوجوانان باشد.

understanding pubess is essential for parents.

درک نوجویی برای والدین ضروری است.

pubess often brings about emotional fluctuations.

نوجویی اغلب باعث نوسانات عاطفی می شود.

education about pubess should start early.

آموزش در مورد نوجویی باید زود شروع شود.

friends can provide support during pubess.

دوستان می توانند در دوران نوجویی از حمایت برخوردار باشند.

pubess varies greatly from person to person.

نوجویی از شخص به شخص بسیار متفاوت است.

many myths surround the topic of pubess.

اسطوره های زیادی در مورد موضوع نوجویی وجود دارد.

discussing pubess openly can help reduce stigma.

بحث در مورد نوجویی به طور آشکار می تواند به کاهش انگ کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید