pudendums

[ایالات متحده]/pjuːˈdɛndəmz/
[بریتانیا]/pjuˈdɛndəmz/

ترجمه

n. (به‌ویژه مؤنث) اندام تناسلی خارجی؛ واژن

عبارات و ترکیب‌ها

pudendums area

ناحیه پوئن‌دوم

pudendums nerve

عصب پوئن‌دوم

pudendums sensation

احساس پوئن‌دوم

pudendums function

عملکرد پوئن‌دوم

pudendums anatomy

آناتومی پوئن‌دوم

pudendums muscles

عضلات پوئن‌دوم

pudendums reflex

رفلکس پوئن‌دوم

pudendums region

منطقه پوئن‌دوم

pudendums pain

درد پوئن‌دوم

pudendums blood flow

جریان خون پوئن‌دوم

جملات نمونه

the pudendums are sensitive areas in the human body.

پودندوم‌ها مناطق حساسی در بدن انسان هستند.

doctors often discuss the pudendums during anatomy classes.

پزشکان اغلب در طول کلاس‌های آناتومی در مورد پودندوم‌ها بحث می‌کنند.

understanding the pudendums is important for medical students.

درک پودندوم‌ها برای دانشجویان پزشکی مهم است.

pudendums play a crucial role in human sexuality.

پودندوم‌ها نقش مهمی در سلامت جنسی انسان ایفا می‌کنند.

some cultures have unique views on pudendums.

برخی از فرهنگ‌ها دیدگاه‌های منحصر به فردی در مورد پودندوم‌ها دارند.

in anatomy, pudendums are often examined for health issues.

در آناتومی، پودندوم‌ها اغلب برای بررسی مشکلات بهداشتی مورد معاینه قرار می‌گیرند.

the pudendums can be affected by various medical conditions.

پودندوم‌ها می‌توانند تحت تأثیر شرایط پزشکی مختلف قرار گیرند.

proper hygiene is essential for the health of the pudendums.

بهداشت مناسب برای سلامت پودندوم‌ها ضروری است.

some exercises can strengthen the muscles around the pudendums.

برخی از تمرینات می‌توانند عضلات اطراف پودندوم‌ها را تقویت کنند.

research on pudendums can lead to better healthcare practices.

تحقیقات در مورد پودندوم‌ها می‌تواند منجر به بهبود روش‌های مراقبت‌های بهداشتی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید