pullouts

[ایالات متحده]/ˈpʊlaʊts/
[بریتانیا]/ˈpʊlaʊts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل بیرون کشیدن یا برداشت؛ پروسه بازگشت به هوا پس از فرود

عبارات و ترکیب‌ها

quick pullouts

خروج سریع

sudden pullouts

خروج ناگهانی

strategic pullouts

خروج استراتژیک

temporary pullouts

خروج موقت

military pullouts

خروج نظامی

planned pullouts

خروج برنامه‌ریزی‌شده

gradual pullouts

خروج تدریجی

emergency pullouts

خروج اضطراری

full pullouts

خروج کامل

coordinated pullouts

خروج هماهنگ‌شده

جملات نمونه

the report included several pullouts for easy reference.

گزارش شامل چندین قسمت جداشدنی برای ارجاع آسان بود.

we designed pullouts to highlight key information.

ما قسمت‌های جداشدنی را طراحی کردیم تا اطلاعات کلیدی را برجسته کنیم.

pullouts in the magazine featured expert opinions.

قسمت‌های جداشدنی در مجله شامل نظرات متخصصان بود.

she used pullouts from various studies to support her argument.

او از قسمت‌های جداشدنی از مطالعات مختلف برای حمایت از استدلال خود استفاده کرد.

the teacher provided pullouts for students to review.

معلم قسمت‌های جداشدنی را برای بررسی دانش‌آموزان ارائه کرد.

we created pullouts to summarize the main points.

ما قسمت‌های جداشدنی را برای خلاصه کردن نکات اصلی ایجاد کردیم.

pullouts can make complex information more accessible.

قسمت‌های جداشدنی می‌توانند اطلاعات پیچیده را قابل دسترس‌تر کنند.

the brochure included pullouts with important dates.

بروشور شامل قسمت‌های جداشدنی با تاریخ‌های مهم بود.

he found several pullouts in the document helpful for his research.

او چندین قسمت جداشدنی را در سند مفید برای تحقیقات خود یافت.

the website features pullouts for quick navigation.

وب سایت دارای قسمت‌های جداشدنی برای پیمایش سریع است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید