pumpkinseed

[ایالات متحده]/ˈpʌmpkɪnˌsiːd/
[بریتانیا]/ˈpʌmpkɪnˌsiːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی کوچک آفتاب‌پرست بومی آمریکای شمالی؛ دانه کدو حلوایی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

pumpkinseed fish

ماهی تخمه کدو

pumpkinseed pie

تارت تخمه کدو

pumpkinseed salad

سالاد تخمه کدو

pumpkinseed oil

روغن تخمه کدو

pumpkinseed soup

سوپ تخمه کدو

pumpkinseed seeds

تخمه‌های تخمه کدو

pumpkinseed snacks

میان‌وعده‌های تخمه کدو

pumpkinseed bread

نان تخمه کدو

pumpkinseed butter

كره تخمه کدو

pumpkinseed cake

کیک تخمه کدو

جملات نمونه

he caught a pumpkinseed while fishing at the lake.

او در حال ماهیگیری در دریاچه، یک دانه کدو تنبل را صید کرد.

pumpkinseed is a popular choice for freshwater anglers.

دانه کدو تنبل یک انتخاب محبوب برای ماهیگیران آب شیرین است.

we cooked the pumpkinseed with herbs and spices.

ما دانه کدو تنبل را با گیاهان و ادویه‌ها پختیم.

the vibrant colors of the pumpkinseed are stunning.

رنگ‌های زنده دانه کدو تنبل خیره‌کننده است.

she loves to draw pictures of pumpkinseed fish.

او عاشق کشیدن تصاویر ماهی دانه کدو تنبل است.

they released the pumpkinseed back into the water.

آنها دانه کدو تنبل را دوباره به آب بازگرداندند.

many kids enjoy catching pumpkinseed during summer.

بسیاری از کودکان از گرفتن دانه کدو تنبل در تابستان لذت می برند.

he learned how to identify pumpkinseed among other fish.

او یاد گرفت که چگونه دانه کدو تنبل را در میان سایر ماهی ها شناسایی کند.

cooking pumpkinseed is easy and delicious.

پختن دانه کدو تنبل آسان و خوشمزه است.

we spotted a school of pumpkinseed swimming together.

ما یک گروه از دانه کدو تنبل را که در کنار هم شنا می کردند، دیدیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید