pupitres

[ایالات متحده]/pjuːpɪtəz/
[بریتانیا]/pjuːpɪtəz/

ترجمه

n., pl. یک قابلمه‌ای که برای جدا کردن شراب‌های شیرین استفاده می‌شود؛ یک قابلمه موسیقی، به ویژه یک قابلمه نمره‌ای فرانسوی؛ جمع pupitre.

جملات نمونه

the carpenter assembled the wooden pupitres for the new school year.

چوب‌کار پرتوس‌های چوبی را برای سال تحصیلی جدید آماده کرد.

the teacher arranged the pupitres in a semicircle for the group discussion.

معلم پرتوس‌ها را به صورت نیم‌دایره‌ای برای بحث گروهی تنظیم کرد.

every morning, students wipe their pupitres clean before class starts.

هر صبح دانش‌آموزان پرتوس‌های خود را قبل از شروع کلاس تمیز می‌کنند.

old iron pupitres were replaced with modern, adjustable furniture.

پرتوس‌های آهنی قدیمی با مبلمان مدرن و قابل تنظیم جایگزین شدند.

the maintenance team repaired the broken legs on several pupitres.

تیم نگهداری پا‌های شکسته چندین پرتوس را تعمیر کرد.

students carved their initials into the wooden pupitres decades ago.

دانش‌آموزان دهه‌ها پیش نام‌خانوادگی خود را روی پرتوس‌های چوبی حک کردند.

he bought two antique pupitres to use as decorative writing desks.

او دو پرتوس باستانی خرید تا به عنوان میزهای نوشتن زیبایی استفاده کند.

the museum exhibit featured pupitres from the early 20th century.

نمایشگاه موزه پرتوس‌هایی از ابتدای قرن بیستم را نمایش داد.

art students use high pupitres designed for sketching while standing.

دانش‌آموزان هنر پرتوس‌های بلندی را برای رسم در حال ایستادن استفاده می‌کنند.

she stacked the pupitres in the corner to clean the classroom floor.

او پرتوس‌ها را در گوشه‌ای کنار هم گذاشت تا زمین کلاس را تمیز کند.

the children opened the lids of their pupitres to retrieve their books.

کودکان دریچه‌های پرتوس‌های خود را باز کردند تا کتاب‌هایشان را بیابند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید