puss

[ایالات متحده]/pʊs/
[بریتانیا]/pʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دختر; بچه گربه; [slang] دهان، صورت.

عبارات و ترکیب‌ها

puss in boots

گربه با چکمه

pussycat

گربه ماده

جملات نمونه

The cute pussycat curled up on the sofa.

گربه کوچوی دوست داشتنی روی مبل پیچیده بود.

She has a soft spot for her little puss.

او برای توله گربه کوچکش احساس علاقه خاصی دارد.

The fluffy puss purred contentedly in her arms.

گربه پشمالو با خوشحالی در آغوشش غرغر می‌کرد.

He loves to stroke the silky fur of his puss.

او عاشق نوازش کردن پوست نرم و ابریشمی گربه اش است.

The mischievous puss knocked over a vase on the table.

گربه شیطنت‌آمیز یک گلدان را از روی میز انداخت.

The little pussycat chased after a butterfly in the garden.

گربه کوچوی دوست داشتنی در باغ تعقیب یک پروانه را کرد.

Her puss nuzzled against her cheek affectionately.

گربه اش با محبت در گونه اش سرکج کرد.

The curious puss explored every nook and cranny of the house.

گربه کنجکاو هر گوشه و کناری از خانه را بررسی کرد.

The pampered puss lounged lazily in the sunbeam.

گربه لوس به آرامی در معرض تابش نور آفتاب دراز کشید.

The stray puss approached cautiously, seeking food and shelter.

گربه ولگرد با احتیاط به دنبال غذا و سرپناه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید