putamens

[ایالات متحده]/pjuːˈteɪmən/
[بریتانیا]/pjuˈteɪmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لایه بیرونی یک دانه یا میوه; لایه سخت حفاظتی که دور یک دانه را احاطه کرده است

عبارات و ترکیب‌ها

putamen function

عمل پوتامن

putamen activity

فعالیت پوتامن

putamen structure

ساختار پوتامن

putamen damage

آسیب پوتامن

putamen role

نقش پوتامن

putamen connectivity

اتصال پوتامن

putamen lesions

لکه‌های پوتامن

putamen imaging

تصویربرداری پوتامن

putamen circuit

مدار پوتامن

putamen neurons

نورون‌های پوتامن

جملات نمونه

the putamen is a critical part of the basal ganglia.

پوتامن یک بخش حیاتی از گانگلیون‌های قاعده‌ای است.

research shows that the putamen is involved in motor control.

تحقیقات نشان می‌دهد که پوتامن در کنترل حرکتی نقش دارد.

damage to the putamen can lead to movement disorders.

آسیب به پوتامن می‌تواند منجر به اختلالات حرکتی شود.

the putamen plays a role in reward processing.

پوتامن در پردازش پاداش نقش دارد.

neuroimaging studies often focus on the putamen.

مطالعات نوروساختارشناسی اغلب بر روی پوتامن تمرکز می‌کنند.

increased activity in the putamen is linked to habit formation.

افزایش فعالیت در پوتامن با شکل‌گیری عادت مرتبط است.

the putamen is involved in the learning of new skills.

پوتامن در یادگیری مهارت‌های جدید نقش دارد.

understanding the putamen can help in treating parkinson's disease.

درک پوتامن می‌تواند به درمان بیماری پارکینسون کمک کند.

researchers are studying the putamen's role in addiction.

محققان نقش پوتامن را در اعتیاد مطالعه می‌کنند.

the putamen interacts with other brain regions during decision-making.

پوتامن در هنگام تصمیم‌گیری با سایر مناطق مغز تعامل دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید