pylons

[ایالات متحده]/ˈpaɪlɒnz/
[بریتانیا]/ˈpaɪlənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برج‌ها برای حمایت از خطوط برق با ولتاژ بالا؛ سازه‌هایی که در پل‌ها استفاده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

supporting pylons

پایه‌های نگهدارنده

tall pylons

پایه‌های بلند

pylons construction

ساختمان پایه‌ها

electrical pylons

پایه‌های برق

pylons installation

نصب پایه‌ها

pylons design

طراحی پایه‌ها

pylons maintenance

نگهداری پایه‌ها

pylons inspection

بازرسی پایه‌ها

pylons alignment

تراز پایه‌ها

pylons stability

پایداری پایه‌ها

جملات نمونه

the pylons were painted bright yellow for visibility.

برای دید بهتر، پایه‌ها با رنگ زرد روشن رنگ آمیزی شدند.

workers installed new pylons to support the bridge.

کارگران پایه‌های جدیدی را برای حمایت از پل نصب کردند.

during the storm, the pylons swayed dangerously.

در طول طوفان، پایه‌ها به طور خطرناکی تاب خوردند.

we need to inspect the pylons for any damage.

ما باید پایه‌ها را برای هرگونه آسیب بررسی کنیم.

the race was marked by colorful pylons along the track.

مسابقه با پایه‌های رنگارنگ در طول مسیر مشخص شد.

pylons are essential for maintaining the stability of the structure.

پایه‌ها برای حفظ استحکام سازه ضروری هستند.

they erected pylons to guide the traffic safely.

آنها پایه‌هایی را برای هدایت ایمن ترافیک نصب کردند.

the construction crew painted the pylons to match the building.

گروه ساختمانی پایه‌ها را به گونه‌ای رنگ آمیزی کردند که با ساختمان مطابقت داشته باشد.

some pylons are designed to withstand extreme weather conditions.

برخی از پایه‌ها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در برابر شرایط آب و هوایی شدید مقاومت کنند.

pylons were used as markers for the hiking trail.

از پایه‌ها به عنوان نشانگر برای مسیر پیاده‌روی استفاده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید