pyramidings

[ایالات متحده]/ˈpɪrəmɪdɪŋz/
[بریتانیا]/ˈpɪrəmɪdɪŋz/

ترجمه

n. یک روش تجارت حدسی در بازار اوراق بهادار که از ساختار هرم استفاده می‌کند؛ حدس و گمان مداوم برای انباشت سود؛ کنترل بسیاری از شرکت‌ها از طریق یک شرکت هلدینگ با سهم مالکیت کوچک
v. به شکل هرم درآوردن؛ افزایش قیمت‌ها به صورت تدریجی

عبارات و ترکیب‌ها

pyramidings formation

تشکیل هرمی

pyramidings structure

ساختار هرمی

pyramidings design

طراحی هرمی

pyramidings model

مدل هرمی

pyramidings concept

مفهوم هرمی

pyramidings system

سیستم هرمی

pyramidings analysis

تجزیه و تحلیل هرمی

pyramidings approach

رویکرد هرمی

pyramidings theory

نظریه هرمی

pyramidings strategy

استراتژی هرمی

جملات نمونه

the pyramidings of the ancient civilization are fascinating.

هرم‌ها و سازه‌های باستانی تمدن باستانی بسیار جذاب هستند.

we visited the pyramidings during our trip to egypt.

ما در طول سفرمان به مصر از هرم‌ها دیدن کردیم.

the pyramidings represent a significant architectural achievement.

هرم‌ها نشان‌دهنده یک دستاورد معماری مهم هستند.

many tourists flock to see the pyramidings each year.

هر سال بسیاری از گردشگران برای دیدن هرم‌ها به آنجا می‌روند.

archaeologists study the pyramidings to understand ancient cultures.

باستان‌شناسان هرم‌ها را برای درک فرهنگ‌های باستانی مطالعه می‌کنند.

the pyramidings are a unesco world heritage site.

هرم‌ها یک میراث جهانی یونسکو هستند.

exploring the pyramidings can take several days.

کاوش در هرم‌ها ممکن است چند روز طول بکشد.

legends surround the construction of the pyramidings.

افسانه‌ها در مورد ساخت هرم‌ها وجود دارد.

the pyramidings are often depicted in documentaries.

هرم‌ها اغلب در مستندها به تصویر کشیده می‌شوند.

visitors can learn about the history of the pyramidings.

بازدیدکنندگان می‌توانند در مورد تاریخچه هرم‌ها اطلاعات کسب کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید