pyrimidine

[ایالات متحده]/pɪˈrɪmɪdiːn/
[بریتانیا]/pɪˈrɪmɪˌdin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک باز نیتروژنی که در DNA و RNA یافت می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

pyrimidine base

پایۀ پیرimidین

pyrimidine ring

حلقه پیرimidین

pyrimidine nucleoside

نوکلئوزید پیرimidین

pyrimidine derivative

مشتق پیرimidین

pyrimidine synthesis

سنتز پیرimidین

pyrimidine pathway

مسیر پیرimidین

pyrimidine analog

آنالوگ پیرimidین

pyrimidine metabolism

متابولیسم پیرimidین

pyrimidine structure

ساختار پیرimidین

pyrimidine compound

مرکب پیرimidین

جملات نمونه

pyrimidine is a key component of nucleic acids.

پیریمییدین یک جزء کلیدی از اسیدهای نوکلئیک است.

researchers study pyrimidine derivatives for drug development.

محققان مشتقات پیریمییدین را برای توسعه دارو مطالعه می‌کنند.

pyrimidine bases include cytosine, thymine, and uracil.

پایه‌های پیریمییدین شامل سیتوزین، تیمین و اوراسیل هستند.

pyrimidine can be synthesized in the laboratory.

پیریمییدین را می‌توان در آزمایشگاه سنتز کرد.

the pyrimidine ring structure is essential in biochemistry.

ساختار حلقه پیریمییدین در زیوشیمی ضروری است.

many antibiotics target pyrimidine metabolism.

بسیاری از آنتی‌بیوتیک‌ها هدف متابولیسم پیریمییدین هستند.

pyrimidine nucleotides play a role in energy transfer.

نوکلئوتیدهای پیریمییدین در انتقال انرژی نقش دارند.

understanding pyrimidine pathways is crucial for genetics.

درک مسیرهای پیریمییدین برای ژنتیک بسیار مهم است.

pyrimidine analogs are used in cancer therapy.

آنالوگ‌های پیریمییدین در درمان سرطان استفاده می‌شوند.

pyrimidine synthesis involves several chemical reactions.

سنتز پیریمییدین شامل چندین واکنش شیمیایی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید