qpos

[ایالات متحده]/ˌkjuː piː əʊ ˈɛs/
[بریتانیا]/ˌkjuː piː oʊ ˈɛs/

ترجمه

n. نوسان نزدیک به متناوب (جمع qpo)؛ نوعی حرکت یا سیگنال نوسانی که تقریباً متناوب است اما به طور صریح متناوب نیست، که معمولاً در فیزیک و نجوم استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

quickly qposes

به سرعت قپوز می‌کند

qposing the issue

مشکل را قپوز می‌کند

qposed the problem

مشکل را قپوز کرد

qpos carefully

به دقت قپوز کن

qpos now

همین حالا قپوز کن

qposed quietly

بی‌صدا قپوز کرد

qposing daily

روزانه قپوز می‌کند

qpos properly

به درستی قپوز کن

qposed completely

کاملاً قپوز کرد

qpos easily

به راحتی قپوز کن

جملات نمونه

the qpos of the particle was measured precisely.

مقادیر qpos ذره با دقت اندازه گیری شد.

scientists are studying qpos behavior in quantum systems.

دانشمندان رفتار qpos در سیستم های کوانتومی را مطالعه می کنند.

the new device tracks qpos with high accuracy.

دستگاه جدید qpos را با دقت بالا دنبال می کند.

qpos fluctuations were observed in the experiment.

تغییرات qpos در آزمایش مشاهده شد.

researchers correlated qpos with energy states.

پژوهشگران qpos را با حالت های انرژی مرتبط کردند.

the qpos measurement confirmed theoretical predictions.

اندازه گیری qpos پیش بینی های نظری را تأیید کرد.

quantum mechanics relies on precise qpos determination.

مکانیک کوانتومی به تعیین دقیق qpos وابسته است.

the lab developed a new qpos sensor.

آزمایشگاه یک سنسور جدید qpos توسعه داد.

qpos uncertainty is a fundamental concept.

ناچیزی qpos یک مفهوم بنیادی است.

the team published findings on qpos stability.

تیم یافته هایی درباره پایداری qpos منتشر کرد.

controlling qpos is essential for quantum computing.

کنترل qpos برای محاسبات کوانتومی ضروری است.

the qpos data revealed unexpected patterns.

داده های qpos الگوهای غیرمنتظره را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید