quantification

[ایالات متحده]/ˌkwɔntifi'keiʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سنجش

عبارات و ترکیب‌ها

quantification theory

نظریه کمی‌سازی

جملات نمونه

Quantification of data is essential for statistical analysis.

کمی‌سازی داده‌ها برای تجزیه و تحلیل آماری ضروری است.

The quantification of the company's performance can help identify areas for improvement.

کمی‌سازی عملکرد شرکت می‌تواند به شناسایی زمینه‌های بهبود کمک کند.

It's difficult to achieve accurate quantification of subjective experiences.

دستیابی به کمی‌سازی دقیق تجربیات ذهنی دشوار است.

Quantification of the environmental impact is necessary for sustainable development.

کمی‌سازی اثرات زیست‌محیطی برای توسعه پایدار ضروری است.

The quantification of customer satisfaction is a key metric for businesses.

کمی‌سازی رضایت مشتری یک معیار کلیدی برای کسب و کارها است.

Researchers use various methods for the quantification of social phenomena.

محققان از روش‌های مختلف برای کمی‌سازی پدیده‌های اجتماعی استفاده می‌کنند.

Quantification of risks is crucial in the field of finance.

کمی‌سازی ریسک‌ها در زمینه مالی بسیار مهم است.

The quantification of energy consumption helps in optimizing resource utilization.

کمی‌سازی مصرف انرژی به بهینه‌سازی استفاده از منابع کمک می‌کند.

Quantification of the benefits of the project is necessary for decision-making.

کمی‌سازی مزایای پروژه برای تصمیم‌گیری ضروری است.

Accurate quantification of costs is essential for budget planning.

کمی‌سازی دقیق هزینه‌ها برای برنامه‌ریزی بودجه ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید