queasinesses

[ایالات متحده]/ˈkwiːziness/
[بریتانیا]/ˈkwiːziness/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت احساس تهوع؛ احساسی از ناراحتی در معده

عبارات و ترکیب‌ها

morning queasiness

حالت تهوع صبحگاهی

travel queasiness

تهوع سفر

queasiness feeling

احساس تهوع

queasiness symptoms

علائم تهوع

queasiness relief

تسکین تهوع

queasiness medication

داروی تهوع

queasiness causes

دلایل تهوع

queasiness management

مدیریت تهوع

queasiness treatment

درمان تهوع

queasiness triggers

عوامل تشدید کننده تهوع

جملات نمونه

i felt a wave of queasiness after the roller coaster ride.

من بعد از سواری با شهربازی، احساس یک موج تهوع کردم.

her queasiness made her reluctant to eat anything.

تهوع او باعث شد که تمایلی به خوردن چیزی نداشته باشد.

he attributed his queasiness to the spicy food he had for lunch.

او تهوع خود را به دلیل غذای تند که برای ناهار خورده بود، نسبت داد.

queasiness can be a common symptom of motion sickness.

تهوع می‌تواند یک علامت شایع بیماری حرکت باشد.

after taking the medicine, she experienced some queasiness.

پس از مصرف دارو، او دچار تهوع شد.

the queasiness hit him unexpectedly during the flight.

تهوع به طور غیرمنتظره در طول پرواز به او ضربه زد.

he tried to ignore the queasiness and focus on his work.

او سعی کرد تهوع را نادیده بگیرد و روی کار خود تمرکز کند.

queasiness often accompanies anxiety and stress.

تهوع اغلب با اضطراب و استرس همراه است.

she took deep breaths to ease her queasiness.

او برای کاهش تهوع، نفس عمیق کشید.

it’s important to address queasiness before it worsens.

مهم است که قبل از بدتر شدن، به تهوع رسیدگی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید