quinsy

[ایالات متحده]/ˈkwɪnzi/
[بریتانیا]/ˈkwɪnzi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. التهاب لوزه‌ها؛ آبسه پری‌تونسیلر
شکل‌های واژه
جمعquinsies

عبارات و ترکیب‌ها

quinsy pain

درد آبسیه گلدی

quinsy treatment

درمان آبسیه گلدی

quinsy symptoms

علائم آبسیه گلدی

quinsy infection

عفونت آبسیه گلدی

quinsy abscess

آبسه گلدی

quinsy diagnosis

تشخیص آبسیه گلدی

quinsy causes

علت آبسیه گلدی

quinsy relief

تسکین آبسیه گلدی

quinsy signs

نشانه های آبسیه گلدی

quinsy risk

خطر آبسیه گلدی

جملات نمونه

he was diagnosed with quinsy last week.

او هفته گذشته به آبسه حلق تشخیض داده شد.

quinsy can cause severe throat pain.

آبسه حلق می‌تواند باعث درد شدید گلو شود.

she had to take antibiotics for her quinsy.

او مجبور شد برای آبسه حلق خود آنتی‌بیوتیک مصرف کند.

quinsy is often a complication of tonsillitis.

آبسه حلق اغلب عارضه ای از التهاب غدد مقعدی است.

he was unable to eat due to his quinsy.

او به دلیل آبسه حلقش نتوانست غذا بخورد.

she experienced difficulty swallowing because of quinsy.

او به دلیل آبسه حلق در بلع مشکل داشت.

doctors recommend rest when suffering from quinsy.

پزشکان توصیه می‌کنند در هنگام رنج بردن از آبسه حلق استراحت کنید.

quinsy can lead to serious health issues if untreated.

اگر درمان نشود، آبسه حلق می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

he had a high fever along with his quinsy.

او تب بالایی همراه با آبسه حلق خود داشت.

quinsy is more common in adolescents and young adults.

آبسه حلق بیشتر در نوجوانان و جوانان دیده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید