| جمع | qurushes |
qurush currency
ارز قرش
qurush exchange
تبادلات قرش
qurush rate
نرخ قرش
qurush value
ارزش قرش
qurush notes
اسکناسهای قرش
qurush coins
سکه های قرش
qurush market
بازار قرش
qurush payment
پرداخت قرش
qurush transaction
معاملات قرش
qurush investment
سرمایه گذاری قرش
he saved enough qurush to buy a new car.
او توانست مقدار کافی قرش برای خرید یک ماشین جدید پس انداز کند.
she spent her qurush on education and self-improvement.
او قرش خود را صرف آموزش و ارتقای خود کرد.
they donated qurush to help the local charity.
آنها قرش را برای کمک به خیریه محلی اهدا کردند.
he found a way to earn extra qurush on the side.
او راهی برای کسب درآمد اضافی از قرش در کنار پیدا کرد.
she keeps her qurush in a savings account.
او قرش خود را در یک حساب پس انداز نگه می دارد.
investing your qurush wisely can lead to financial freedom.
سرمایه گذاری عاقلانه قرش شما می تواند منجر به آزادی مالی شود.
he was proud of how much qurush he had saved.
او به مقدار قرشی که پس انداز کرده بود افتخار می کرد.
she always carries some qurush for emergencies.
او همیشه مقداری قرش برای مواقع اضطراری همراه دارد.
they planned a trip using their saved qurush.
آنها با استفاده از قرش پس انداز شده خود یک سفر برنامه ریزی کردند.
he learned to budget his qurush effectively.
او یاد گرفت که به طور موثر بودجه قرش خود را تعیین کند.
qurush currency
ارز قرش
qurush exchange
تبادلات قرش
qurush rate
نرخ قرش
qurush value
ارزش قرش
qurush notes
اسکناسهای قرش
qurush coins
سکه های قرش
qurush market
بازار قرش
qurush payment
پرداخت قرش
qurush transaction
معاملات قرش
qurush investment
سرمایه گذاری قرش
he saved enough qurush to buy a new car.
او توانست مقدار کافی قرش برای خرید یک ماشین جدید پس انداز کند.
she spent her qurush on education and self-improvement.
او قرش خود را صرف آموزش و ارتقای خود کرد.
they donated qurush to help the local charity.
آنها قرش را برای کمک به خیریه محلی اهدا کردند.
he found a way to earn extra qurush on the side.
او راهی برای کسب درآمد اضافی از قرش در کنار پیدا کرد.
she keeps her qurush in a savings account.
او قرش خود را در یک حساب پس انداز نگه می دارد.
investing your qurush wisely can lead to financial freedom.
سرمایه گذاری عاقلانه قرش شما می تواند منجر به آزادی مالی شود.
he was proud of how much qurush he had saved.
او به مقدار قرشی که پس انداز کرده بود افتخار می کرد.
she always carries some qurush for emergencies.
او همیشه مقداری قرش برای مواقع اضطراری همراه دارد.
they planned a trip using their saved qurush.
آنها با استفاده از قرش پس انداز شده خود یک سفر برنامه ریزی کردند.
he learned to budget his qurush effectively.
او یاد گرفت که به طور موثر بودجه قرش خود را تعیین کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید