racemic

[ایالات متحده]/rəˈsiː.mɪk/
[بریتانیا]/rəˈsiː.mɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا نشان‌دهنده‌ی مخلوطی از مقادیر برابر دو انانتیومر

عبارات و ترکیب‌ها

racemic mixture

مخلوط راسیمی

racemic acid

اسید راسیمی

racemic solution

محلول راسیمی

racemic form

فرم راسیمی

racemic compound

ترکیب راسیمی

racemic drug

داروی راسیمی

racemic synthesis

سنتز راسیمی

racemic nature

طبیعت راسیمی

racemic state

حالت راسیمی

racemic stereoisomer

ایزومر فضایی راسیمی

جملات نمونه

the racemic mixture was used in the experiment.

ترکیب نامتقارن در آزمایش استفاده شد.

researchers are studying the effects of racemic drugs.

محققان در حال بررسی اثرات داروهای نامتقارن هستند.

racemic compounds can exhibit different properties.

ترکیبات نامتقارن می‌توانند خواص متفاوتی از خود نشان دهند.

the synthesis of racemic substances is a complex process.

تجزیه و ترکیب مواد نامتقارن یک فرآیند پیچیده است.

pharmaceuticals often contain racemic mixtures.

محصولات دارویی اغلب حاوی مخلوط‌های نامتقارن هستند.

he explained the significance of racemic nomenclature.

او اهمیت نام‌گذاری نامتقارن را توضیح داد.

racemic acid is commonly found in nature.

اسید نامتقارن معمولاً در طبیعت یافت می‌شود.

the racemic form of the drug is less effective.

فرم نامتقارن دارو کمتر موثر است.

they are developing a method to separate racemic mixtures.

آنها در حال توسعه روشی برای جداسازی مخلوط‌های نامتقارن هستند.

understanding racemic structures is crucial in chemistry.

درک ساختارهای نامتقارن در شیمی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید