radiographies

[ایالات متحده]/reidiˈɔɡrəfi/
[بریتانیا]/ˌredɪ'ɑɡrəfi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عکاسی با اشعه ایکس؛ تصویربرداری رادیوگرافی

جملات نمونه

Methods The applicability of linear scanning for multiwire proportional chamber direct digital Xray radiography were analysed.

روش‌ها کاربرد اسکن خطی برای رادیوگرافی دیجیتال مستقیم پرتو ایکس محفظه متناسب چند رشته‌ای مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

Its subject coverage includes: holography, shearography, tomography, radiography, and interferometry;ultrasonic, eddy current, penetrant, and acoustic emission testing;

موضوعات پوشش آن شامل: فراتابلویی، شیارنگاشت، توماسوگرافی، رادیوگرافی و تداخل‌سنجی؛ تست‌های فراصوت، جریان گردابی، نفوذ و انتشار آکوستیک;

Disease of kidney soft spot is photographed in abdominal X line piece in can show increscent kidney outline, radiography of road of vein make water shows much place plentiful is short of caustic.

بیماری نقطه نرم کلیه در عکسبرداری از اشعه ایکس شکم می تواند نمایانگر شکل کلیه در حال افزایش باشد، رادیوگرافی مسیر وریدی نشان می دهد که مکان فراوان کمبود قلیوی وجود دارد.

radiography is commonly used in medical diagnosis.

رادیوگرافی به طور معمول در تشخیص پزشکی استفاده می‌شود.

the radiography technician took X-ray images of the patient's chest.

تکنسین رادیوگرافی تصاویر اشعه ایکس را از قفسه سینه بیمار گرفت.

radiography helps doctors identify internal injuries.

رادیوگرافی به پزشکان کمک می‌کند تا آسیب‌های داخلی را شناسایی کنند.

dental radiography is used to detect tooth decay.

رادیوگرافی دندان برای تشخیص پوسیدگی دندان استفاده می‌شود.

the radiography department at the hospital is well-equipped.

بخش رادیوگرافی بیمارستان مجهز است.

veterinary radiography is essential for diagnosing animal illnesses.

رادیوگرافی دامپزشکی برای تشخیص بیماری‌های حیوانات ضروری است.

modern radiography techniques have improved image quality.

تکنیک‌های مدرن رادیوگرافی کیفیت تصویر را بهبود بخشیده‌اند.

radiography can reveal fractures in bones.

رادیوگرافی می‌تواند شکستگی‌ها در استخوان‌ها را نشان دهد.

the radiography machine produced clear images of the patient's organs.

دستگاه رادیوگرافی تصاویر واضحی از اندام‌های بیمار تولید کرد.

radiography is a valuable tool in medical imaging.

رادیوگرافی یک ابزار ارزشمند در تصویربرداری پزشکی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید