radiolabeled compound
مرکب رادیو برچسبدار
radiolabeled antibody
آنتیبادی رادیو برچسبدار
radiolabeled probe
پروب رادیو برچسبدار
radiolabeled molecule
مولکول رادیو برچسبدار
radiolabeled substrate
زیرلایه رادیو برچسبدار
radiolabeled dna
دیانای رادیو برچسبدار
radiolabeled rna
آرانای رادیو برچسبدار
radiolabeled cell
سلول رادیو برچسبدار
radiolabeled assay
آزمایش رادیو برچسبدار
radiolabeled imaging
تصویربرداری رادیو برچسبدار
the researchers used radiolabeled compounds to track metabolic processes.
محققان از ترکیبات رادیواکتیو برای ردیابی فرآیندهای متابولیک استفاده کردند.
radiolabeled antibodies can help identify specific proteins in a sample.
آنتیبادیهای رادیواکتیو میتوانند به شناسایی پروتئینهای خاص در نمونه کمک کنند.
in the experiment, we administered radiolabeled glucose to observe its uptake.
در این آزمایش، گلوکز رادیواکتیو را برای مشاهده جذب آن تجویز کردیم.
radiolabeled tracers are essential for studying brain activity.
ردیابهای رادیواکتیو برای مطالعه فعالیت مغز ضروری هستند.
the team developed a method for synthesizing radiolabeled lipids.
تیم روشی برای سنتز لیپیدهای رادیواکتیو توسعه داد.
using radiolabeled isotopes, scientists can trace the movement of nutrients.
با استفاده از ایزوتوپهای رادیواکتیو، دانشمندان میتوانند حرکت مواد مغذی را ردیابی کنند.
radiolabeled probes are commonly used in molecular imaging techniques.
پローブهای رادیواکتیو معمولاً در تکنیکهای تصویربرداری مولکولی استفاده میشوند.
the study involved radiolabeled dna to investigate genetic expression.
این مطالعه شامل DNA رادیواکتیو برای بررسی بیان ژن بود.
radiolabeled water can be used to measure water flow in ecosystems.
میتوان از آب رادیواکتیو برای اندازهگیری جریان آب در اکوسیستمها استفاده کرد.
they tracked the distribution of radiolabeled drugs in the body.
آنها توزیع داروهای رادیواکتیو در بدن را ردیابی کردند.
radiolabeled compound
مرکب رادیو برچسبدار
radiolabeled antibody
آنتیبادی رادیو برچسبدار
radiolabeled probe
پروب رادیو برچسبدار
radiolabeled molecule
مولکول رادیو برچسبدار
radiolabeled substrate
زیرلایه رادیو برچسبدار
radiolabeled dna
دیانای رادیو برچسبدار
radiolabeled rna
آرانای رادیو برچسبدار
radiolabeled cell
سلول رادیو برچسبدار
radiolabeled assay
آزمایش رادیو برچسبدار
radiolabeled imaging
تصویربرداری رادیو برچسبدار
the researchers used radiolabeled compounds to track metabolic processes.
محققان از ترکیبات رادیواکتیو برای ردیابی فرآیندهای متابولیک استفاده کردند.
radiolabeled antibodies can help identify specific proteins in a sample.
آنتیبادیهای رادیواکتیو میتوانند به شناسایی پروتئینهای خاص در نمونه کمک کنند.
in the experiment, we administered radiolabeled glucose to observe its uptake.
در این آزمایش، گلوکز رادیواکتیو را برای مشاهده جذب آن تجویز کردیم.
radiolabeled tracers are essential for studying brain activity.
ردیابهای رادیواکتیو برای مطالعه فعالیت مغز ضروری هستند.
the team developed a method for synthesizing radiolabeled lipids.
تیم روشی برای سنتز لیپیدهای رادیواکتیو توسعه داد.
using radiolabeled isotopes, scientists can trace the movement of nutrients.
با استفاده از ایزوتوپهای رادیواکتیو، دانشمندان میتوانند حرکت مواد مغذی را ردیابی کنند.
radiolabeled probes are commonly used in molecular imaging techniques.
پローブهای رادیواکتیو معمولاً در تکنیکهای تصویربرداری مولکولی استفاده میشوند.
the study involved radiolabeled dna to investigate genetic expression.
این مطالعه شامل DNA رادیواکتیو برای بررسی بیان ژن بود.
radiolabeled water can be used to measure water flow in ecosystems.
میتوان از آب رادیواکتیو برای اندازهگیری جریان آب در اکوسیستمها استفاده کرد.
they tracked the distribution of radiolabeled drugs in the body.
آنها توزیع داروهای رادیواکتیو در بدن را ردیابی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید