radioscopies

[ایالات متحده]/ˌreɪdɪˈɒskəpi/
[بریتانیا]/ˌreɪdiˈɑːskəpi/

ترجمه

n. معاینه یا بازرسی با اشعه ایکس; آزمایش رادیوگرافی

عبارات و ترکیب‌ها

digital radioscopy

تصویربرداری دیجیتال

real-time radioscopy

تصویربرداری همزمان

fluoroscopic radioscopy

تصویربرداری فلوروسکوپی

mobile radioscopy

تصویربرداری سیار

interventional radioscopy

تصویربرداری مداخله‌ای

dynamic radioscopy

تصویربرداری دینامیک

diagnostic radioscopy

تصویربرداری تشخیصی

portable radioscopy

تصویربرداری قابل حمل

computed radioscopy

تصویربرداری محاسباتی

advanced radioscopy

تصویربرداری پیشرفته

جملات نمونه

radioscopy is often used in medical imaging.

رادیوسکوپی اغلب در تصویربرداری پزشکی استفاده می‌شود.

she studied radioscopy to enhance her diagnostic skills.

او رادیوسکوپی را مطالعه کرد تا مهارت‌های تشخیصی خود را ارتقا دهد.

radioscopy can help detect hidden fractures.

رادیوسکوپی می‌تواند به تشخیص شکستگی‌های پنهان کمک کند.

the technician performed radioscopy on the patient's chest.

تکنسین رادیوسکوپی را روی قفسه سینه بیمار انجام داد.

advancements in radioscopy technology have improved patient outcomes.

پیشرفت‌ها در فناوری رادیوسکوپی، نتایج بیمار را بهبود بخشیده است.

radioscopy is essential in non-destructive testing.

رادیوسکوپی در تست‌های غیرمخرب ضروری است.

doctors rely on radioscopy for accurate diagnoses.

پزشکان برای تشخیص دقیق به رادیوسکوپی اعتماد دارند.

training in radioscopy is crucial for radiologists.

آموزش در زمینه رادیوسکوپی برای رادیولوژیست‌ها بسیار مهم است.

radioscopy images provide valuable insights during surgery.

تصاویر رادیوسکوپی بینش‌های ارزشمندی را در طول جراحی ارائه می‌دهند.

she presented her research on radioscopy at the conference.

او تحقیقات خود در مورد رادیوسکوپی را در کنفرانس ارائه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید