raid

[ایالات متحده]/reɪd/
[بریتانیا]/reɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حمله یا ورود ناگهانی به منظور دستگیری یا تصاحب اموال

عبارات و ترکیب‌ها

police raid

بازرسی پلیس

drug raid

حمله مواد مخدر

conduct a raid

انجام بازرسی

air raid

حمله هوایی

جملات نمونه

an air raid warden.

یک نگهبان ضد هوایی

a smash-and-grab raid on a jeweller.

حمله سریع و سرقت از یک طلافروش.

the wail of an air-raid siren.

ناله آژیر هواپیما

a raid on a gambling den.

حمله به یک مکان قمار

the air-raid siren atop of the County Courthouse.

آژیر هواپیما در بالای دادگاه شهرستان.

raids behind enemy lines.

حملات پشت خطوط دشمن

the chill, monitory wail of an air-raid siren.

ناله سرد و هشدار دهنده آژیر هواپیما.

five air raids on Schweinfurt.

پنج حمله هوایی به Schweinfurt

the police raided my pad.

پولیس خانه من را تفحص کرد.

an early morning raid on a bank.

حمله صبح زود به یک بانک.

the raid was remounted in August.

حمله در ماه آگوست دوباره انجام شد.

The enemy raided the docks.

دشمن اسکله ها را غارت کرد.

the raider then bound and gagged Mr Glenn.

سپس رایدر آقای گلن را بست و دهانش را بست.

a subsidiary raid was carried out on the airfield to create a diversion.

یک حمله فرعی به فرودگاه انجام شد تا حواس‌پرتی ایجاد شود.

a masked raider held up the post office.

یک مهاجم نقاب‌دار اداره پست را غارت کرد.

the inroads and cross-border raiding of the Grahams.

نفوذ و غارت مرزی سرازمینی توسط خانواده گراهام.

to talk of dawn raids in the circumstances is palpable nonsense.

صحبت از حملات صبح زود در این شرایط، پوچ و بی معنی است.

she crept down the stairs to raid the larder.

او به آرامی از پله ها پایین رفت تا انباری را غارت کند.

نمونه‌های واقعی

Regulations tightened, and Munich suffered air raids.

قوانین سخت‌تر شد و مونیخ مورد حملات هوایی قرار گرفت.

منبع: TED-Ed (video version)

Guzman and another man escaped the raid.

گوزمن و یک مرد دیگر از کمین فرار کردند.

منبع: VOA Special January 2016 Collection

He said soldiers carried out raids on suspected Boko Haram strongholds.

او گفت سربازان حملاتی را به پایگاه‌های مشکوک بوکو حرام انجام دادند.

منبع: VOA Special December 2015 Collection

Heidiary's mission was overnight raids on terrorists.

ماموریت هیدیاری، حملات شبانه به تروریست‌ها بود.

منبع: VOA Standard English - Asia

And then finally, this raid on the venue.

و سپس در نهایت، این کمین در محل.

منبع: Reel Knowledge Scroll

Strictly enforced air raid drills were conducted.

مانورهای تمرینی بمباران هوایی به شدت اجرا شدند.

منبع: CNN 10 Student English March 2020 Compilation

The Caravan Club was eventually raided in August 1934.

کلوب کاروان در نهایت در آگوست 1934 مورد کمین قرار گرفت.

منبع: Reel Knowledge Scroll

This is the heaviest raid so far, so close in.

این سنگین‌ترین کمین تا کنون، خیلی نزدیک.

منبع: CNN 10 Student English May 2023 Compilation

The small city on the border was always raided by enemies.

شهر کوچک در مرز همیشه مورد حمله دشمن قرار می‌گرفت.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book 2.

The result of German terror bombing raid like the one in Warsaw.

نتیجه بمباران تروریستی آلمان مانند آنچه در ورشو رخ داد.

منبع: The Apocalypse of World War II

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید