railmen

[ایالات متحده]/ˈreɪlmən/
[بریتانیا]/ˈreɪlmən/

ترجمه

n. جمع railman؛ کارگر ریل؛ کارگر دکواد؛ کارگر بندر

جملات نمونه

the railmen inspected the tracks before the train arrived.

چرخه‌های ریلی پیش از ورود قطار، ریل‌ها را بررسی کردند.

experienced railmen work tirelessly to ensure passenger safety.

چرخه‌های ریلی با تجربه با کوشش بی‌وقفه‌ای برای ایمنی مسافران تلاش می‌کنند.

a group of railmen repaired the damaged signal box.

گروهی از چرخه‌های ریلی جعبه سیگنال آسیب دیده را تعمیر کردند.

the strike forced the railmen to stop work indefinitely.

استیکه‌ها چرخه‌های ریلی را مجبور کرد تا کار را به طور نامحدود متوقف کنند.

old railmen shared stories about the steam engine era.

چرخه‌های ریلی باسن که داستان‌هایی درباره دوران موتور بخار را به اشتراک گذاشتند.

these railmen maintain thousands of miles of railway lines.

این چرخه‌های ریلی هزاران مایل خط ریل را حفظ می‌کنند.

young railmen are learning how to operate heavy machinery.

چرخه‌های ریلی جوان در حال یادگیری نحوه کارکرد ماشین‌آلات سنگین هستند.

the union represents the interests of the railmen.

اتحاد چرخه‌های ریلی را نمایندگی می‌کند.

brave railmen worked through the night to clear the debris.

چرخه‌های ریلی شجاع طی شب کار کردند تا گردوغبار را پاک کنند.

the company provides housing for the railmen near the station.

شرکت مسکنی برای چرخه‌های ریلی در نزدیکی ایستگاه فراهم می‌کند.

railmen use specialized tools to fix broken rails quickly.

چرخه‌های ریلی از ابزارهای متخصصانه برای سریع‌تر تعمیر ریل‌های شکسته استفاده می‌کنند.

the railmen waved as the freight train passed by.

چرخه‌های ریلی در حالی که قطار باری از میان عبور کرد، دست دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید