rainflies

[ایالات متحده]/ˈreɪnflaɪz/
[بریتانیا]/ˈreɪnflaɪz/

ترجمه

n. یک پرده یا پارچه آببند خارجی که برای حفاظت در برابر باران استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

when rainflies fall

وقتی رین فلای‌ها می‌بارند

the rainflies came

رین فلای‌ها آمده‌اند

rainflies gathering

جمع شدن رین فلای‌ها

watching rainflies

نگاه کردن به رین فلای‌ها

counting rainflies

شمارش رین فلای‌ها

rainflies everywhere

رین فلای‌ها در هر جا

the rainflies buzz

رین فلای‌ها زنگ می‌زنند

rainflies on glass

رین فلای‌ها روی شیشه

morning rainflies

رین فلای‌های صبح

rainflies in storm

رین فلای‌ها در باران

جملات نمونه

the rainflies swarmed around the porch light during the storm.

سوسک‌های بارانی در طول باران به نور ورودی در اطراف خانه جمع شدند.

pesky rainflies kept invading my apartment every time it rained.

سوسک‌های بارانی هر زمان که بارید، به آپارتمان من حمله می‌کردند.

a cloud of rainflies hovered over the stagnant water in the garden.

گروهی از سوسک‌های بارانی روی آب موقوق در گیاهان معلق بودند.

i had to spray insecticide to get rid of the rainflies in the basement.

من باید گاز کش سوسک را پاشیدم تا سوسک‌های بارانی در زیرخانه را از بین ببرم.

the rainflies disappeared as soon as the sun came out.

سوسک‌های بارانی به محض آمدن خورشید از بین رفتند.

rainflies are attracted to the moisture and humidity during rainy days.

سوسک‌های بارانی در روزهای بارانی به رطوبت و مرطوبی جذب می‌شوند.

we couldn't enjoy our picnic because of the annoying rainflies.

ما نتوانستیم به عید می‌خوریم به دلیل سوسک‌های بارانی ناخوشایند.

the rainflies left tiny droppings all over my windows and curtains.

سوسک‌های بارانی گرد و غبار کوچکی روی پرده‌ها و پنجره‌های من گذاشتند.

i need to install screens to keep the rainflies out of the house.

من نیاز دارم تا صفحات فیلتر را نصب کنم تا سوسک‌های بارانی از خانه من بیرون بمانند.

the rainflies return every rainy season without fail.

سوسک‌های بارانی هر فصل بارانی بدون هیچ گونه تاخیری بازمی‌گردند.

these rainflies bite and leave itchy marks on my arms and legs.

این سوسک‌های بارانی به دست‌ها و پا‌های من می‌زند و علامت‌های پر احساس درد می‌گذارند.

the swarm of rainflies was so thick i could barely see the path ahead.

گروه سوسک‌های بارانی به اندازه‌ای چگال بود که من تقریباً نمی‌توانستم مسیر پیش رو را ببینم.

i hate the buzzing sound that rainflies make when they fly around at night.

من از صدای زنگ زدن سوسک‌های بارانی وقتی در شب پرواز می‌کنند نفرت دارم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید