rathaus

[ایالات متحده]/ˈræthaʊs/
[بریتانیا]/ˈræthaʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختمان تالار شهر یا شورای شهرداری در آلمان؛ تالار شورای شهری

عبارات و ترکیب‌ها

town hall rathaus

تالار شهر راتهاوس

local rathaus office

دفتر راتهاوس محلی

rathaus public services

خدمات عمومی راتهاوس

rathaus opening hours

ساعات کاری راتهاوس

visit the rathaus

بازدید از راتهاوس

rathaus information center

مرکز اطلاعات راتهاوس

rathaus registration office

دفتر ثبت نام راتهاوس

rathaus meeting room

اتاق ملاقات راتهاوس

rathaus city council

شورای شهر راتهاوس

rathaus community events

رویدادهای اجتماعی راتهاوس

جملات نمونه

we need to visit the rathaus to register our marriage.

ما نیاز داریم برای ثبت ازدواج خود به راتاوس برویم.

the rathaus is an important building in every city.

راتاوس یک ساختمان مهم در هر شهر است.

she works at the rathaus as a public relations officer.

او به عنوان مسئول روابط عمومی در راتاوس کار می کند.

the rathaus holds regular community meetings.

راتاوس میزبان جلسات منظم جامعه است.

citizens can obtain permits at the rathaus.

شهروندان می توانند مجوزها را در راتاوس دریافت کنند.

the rathaus features beautiful architecture.

معماری زیبای راتاوس.

there is a statue in front of the rathaus.

یک مجسمه در جلوی راتاوس وجود دارد.

many events are hosted at the rathaus every year.

هر سال رویدادهای زیادی در راتاوس برگزار می شود.

the rathaus is open to the public on weekdays.

راتاوس در روزهای هفته برای عموم مردم باز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید