ratifying

[ایالات متحده]/ˈrætɪfaɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrætɪfaɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فعل حال استمراری تأیید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

ratifying treaties

تصویب معاهدات

ratifying agreements

تصویب توافقنامه‌ها

ratifying legislation

تصویب قوانین

ratifying amendments

تصویب اصلاحات

ratifying decisions

تصویب تصمیمات

ratifying policies

تصویب سیاست‌ها

ratifying contracts

تصویب قراردادها

ratifying protocols

تصویب پروتکل‌ها

ratifying resolutions

تصویب قطعنامه‌ها

ratifying compacts

تصویب پیمان‌ها

جملات نمونه

the government is ratifying the new trade agreement.

دولت در حال تصویب توافقنامه تجاری جدید است.

ratifying the constitution is a crucial step for the country.

تصویب قانون اساسی یک گام حیاتی برای کشور است.

the committee is focused on ratifying the proposed changes.

کمیته بر تصویب تغییرات پیشنهادی متمرکز است.

ratifying international treaties requires careful consideration.

تصویب معاهدات بین‌المللی نیازمند بررسی دقیق است.

many countries are ratifying climate agreements to combat global warming.

بسیاری از کشورها برای مقابله با گرمایش جهانی در حال تصویب توافقات آب و هوایی هستند.

ratifying the amendment will take place next month.

تصویب متمم در ماه آینده انجام خواهد شد.

the process of ratifying new laws can be lengthy.

فرآیند تصویب قوانین جدید می‌تواند طولانی باشد.

activists are urging the government to prioritize ratifying human rights treaties.

فعالین از دولت می‌خواهند تصویب معاهدات حقوق بشر را در اولویت قرار دهد.

ratifying the agreement will strengthen diplomatic relations.

تصویب توافقنامه روابط دیپلماتیک را تقویت خواهد کرد.

they are working towards ratifying the environmental protection pact.

آنها در حال تلاش برای تصویب پیمان حفاظت از محیط زیست هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید