rbi

[ایالات متحده]/ˈɑːr.biː.aɪ/
[بریتانیا]/ˈɑr.bi.aɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. امتیاز زده شده

عبارات و ترکیب‌ها

rbi rule

قانون rbi

rbi policy

سیاست rbi

rbi guidelines

دستورالعمل‌های rbi

rbi governor

استاندار rbi

rbi report

گزارش rbi

rbi meeting

جلسه rbi

rbi decision

تصمیم rbi

rbi statement

بیانیه rbi

rbi framework

چارچوب rbi

rbi action

اقدام rbi

جملات نمونه

the rbi announced new monetary policies.

بانک مرکزی هند سیاست‌های پولی جدیدی را اعلام کرد.

the rbi is responsible for regulating the banking sector.

بانک مرکزی هند مسئول تنظیم بخش بانکی است.

many investors follow the rbi's interest rate decisions.

بسیاری از سرمایه گذاران تصمیمات نرخ بهره بانک مرکزی هند را دنبال می کنند.

the rbi plays a crucial role in the economy.

بانک مرکزی هند نقش مهمی در اقتصاد ایفا می کند.

rbi's policies can affect inflation rates.

سیاست‌های بانک مرکزی هند می‌تواند بر نرخ تورم تأثیر بگذارد.

the rbi conducts regular audits of banks.

بانک مرکزی هند به طور منظم حسابرسی بانک ها را انجام می دهد.

traders are closely watching the rbi's next move.

معامله‌گران به دقت در حال تماشای اقدام بعدی بانک مرکزی هند هستند.

the rbi has introduced measures to boost the economy.

بانک مرکزی هند اقداماتی را برای تقویت اقتصاد معرفی کرده است.

understanding rbi regulations is essential for bankers.

درک مقررات بانک مرکزی هند برای بانکداران ضروری است.

the rbi's annual report provides valuable insights.

گزارش سالانه بانک مرکزی هند بینش‌های ارزشمندی ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید