realo

[ایالات متحده]/rɪələʊ/
[بریتانیا]/riːloʊ/

ترجمه

adj. واقعی؛ اصلی
adv. واقعاً؛ به واقع
n. یک شخص یا چیز واقعی
شکل‌های واژه
جمعrealos

جملات نمونه

esg realos are becoming increasingly popular among impact investors.

رئالوی‌های ESG به طور چشمگیری میان سرمایه‌گذاران تأثیرگذار محبوب شده‌اند.

the company's realos improved significantly after the restructuring.

رئالوی‌های شرکت پس از بازسازی به طور قابل توجهی بهبود یافتند.

many investors prefer realos over nominal returns during inflation.

بسیاری از سرمایه‌گذاران در دوره‌های تورم، رئالوی‌ها را به جای بازدهی نامی ترجیح می‌دهند.

we need to analyze the realos before making a final decision.

قبل از اتخاذ تصمیم نهایی، نیازی به تحلیل رئالوی‌ها داریم.

the fund's realos have outperformed the market benchmark this year.

رئالوی‌های صندوق در این سال بهتر از معیار بازار عمل کرده‌اند.

sustainable realos require long-term commitment to ethical practices.

رئالوی‌های پایدار نیاز به تعهد بلندمدت به رفتارهای اخلاقی دارند.

the report highlights the realos across different asset classes.

گزارش رئالوی‌ها را در میان کلاس‌های مختلف دارایی روشن می‌کند.

adjusting for inflation provides a clearer picture of realos.

تعدیل بر اساس تورم یک تصویر واضح‌تری از رئالوی‌ها ارائه می‌دهد.

investors are advised to focus on long-term realos.

سرمایه‌گذاران توصیه می‌شود تا روی رئالوی‌های بلندمدت تمرکز کنند.

the discrepancy between nominal and realos can be substantial.

تفاوت بین بازدهی نامی و رئالوی‌ها می‌تواند قابل توجه باشد.

our strategy aims to maximize realos while minimizing risk.

استراتژی ما به حداکثر رساندن رئالوی‌ها در حالی که ریسک را به حداقل می‌رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید