reappraised value
ارزیابی مجدد ارزش
reappraised assets
ارزیابی مجدد داراییها
reappraised property
ارزیابی مجدد ملک
reappraised opinions
ارزیابی مجدد نظرات
reappraised risks
ارزیابی مجدد ریسکها
reappraised investments
ارزیابی مجدد سرمایهگذاریها
reappraised strategies
ارزیابی مجدد استراتژیها
reappraised plans
ارزیابی مجدد برنامهها
reappraised goals
ارزیابی مجدد اهداف
reappraised performance
ارزیابی مجدد عملکرد
the company's assets were reappraised last year.
داراییهای شرکت سال گذشته مورد بازبینی مجدد قرار گرفتند.
her performance was reappraised after the new evidence came to light.
عملکرد او پس از آشکار شدن مدارک جدید مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
he decided to have his skills reappraised by a professional.
او تصمیم گرفت مهارتهای خود را توسط یک متخصص مورد بازبینی مجدد قرار دهد.
the project will be reappraised to ensure it meets current standards.
پروژه برای اطمینان از مطابقت با استانداردهای فعلی مورد بازبینی مجدد قرار خواهد گرفت.
after the incident, the team's strategies were reappraised.
پس از حادثه، استراتژیهای تیم مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
market conditions have prompted us to have our prices reappraised.
شرایط بازار ما را به بازبینی مجدد قیمتها تشویق کرده است.
the policy was reappraised to reflect the changing needs of the community.
این سیاست برای انعکاس نیازهای متغیر جامعه مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
investors are urging the company to have its valuations reappraised.
سرمایهگذاران از شرکت میخواهند ارزشگذاریهای خود را مورد بازبینی مجدد قرار دهد.
her contributions to the project were reappraised after the success.
پس از موفقیت، مشارکتهای او در پروژه مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
they plan to have the property reappraised before selling it.
آنها قصد دارند قبل از فروش آن ملک را مورد بازبینی مجدد قرار دهند.
reappraised value
ارزیابی مجدد ارزش
reappraised assets
ارزیابی مجدد داراییها
reappraised property
ارزیابی مجدد ملک
reappraised opinions
ارزیابی مجدد نظرات
reappraised risks
ارزیابی مجدد ریسکها
reappraised investments
ارزیابی مجدد سرمایهگذاریها
reappraised strategies
ارزیابی مجدد استراتژیها
reappraised plans
ارزیابی مجدد برنامهها
reappraised goals
ارزیابی مجدد اهداف
reappraised performance
ارزیابی مجدد عملکرد
the company's assets were reappraised last year.
داراییهای شرکت سال گذشته مورد بازبینی مجدد قرار گرفتند.
her performance was reappraised after the new evidence came to light.
عملکرد او پس از آشکار شدن مدارک جدید مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
he decided to have his skills reappraised by a professional.
او تصمیم گرفت مهارتهای خود را توسط یک متخصص مورد بازبینی مجدد قرار دهد.
the project will be reappraised to ensure it meets current standards.
پروژه برای اطمینان از مطابقت با استانداردهای فعلی مورد بازبینی مجدد قرار خواهد گرفت.
after the incident, the team's strategies were reappraised.
پس از حادثه، استراتژیهای تیم مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
market conditions have prompted us to have our prices reappraised.
شرایط بازار ما را به بازبینی مجدد قیمتها تشویق کرده است.
the policy was reappraised to reflect the changing needs of the community.
این سیاست برای انعکاس نیازهای متغیر جامعه مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
investors are urging the company to have its valuations reappraised.
سرمایهگذاران از شرکت میخواهند ارزشگذاریهای خود را مورد بازبینی مجدد قرار دهد.
her contributions to the project were reappraised after the success.
پس از موفقیت، مشارکتهای او در پروژه مورد بازبینی مجدد قرار گرفت.
they plan to have the property reappraised before selling it.
آنها قصد دارند قبل از فروش آن ملک را مورد بازبینی مجدد قرار دهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید