reattachments

[ایالات متحده]/riːəˈtætʃmənts/
[بریتانیا]/riːəˈtætʃmənts/

ترجمه

n. عمل پیوستن مجدد یا حالت بودن پیوسته مجدد؛ فرم جمع reattachment.

جملات نمونه

the surgeon performed multiple limb reattachments after the accident.

جراح پس از حادثه چندین بار اتصال مجدد اندام‌ها را انجام داد.

successful reattachments require precise surgical techniques.

اتصال‌های موفق نیاز به فنون جراحی دقیق دارند.

nerve reattachments are delicate procedures that take many hours.

اتصال‌های عصبی فرآیندهای حساسی هستند که زمان زیادی می‌برند.

the hospital is known for its emergency finger reattachments.

این بیمارستان به دلیل اتصال‌های مجدد انگشت در موارد اضطراری شناخته شده است.

tendon reattachments often require extensive physical therapy afterward.

اتصال‌های مجدد عضله‌ها اغلب نیاز به درمان فیزیکی گسترده پس از آن دارند.

the patient recovered well after the reattachments of both hands.

بیمار پس از اتصال‌های مجدد دو دست بهبود یافت.

failed reattachments can lead to serious complications.

اتصال‌های مجدد ناموفق می‌تواند به عوارض جدی منجر شود.

modern medicine has improved the success rate of reattachments.

پزشکی مدرن میزان موفقیت اتصال‌های مجدد را افزایش داده است.

the team practiced reattachments on artificial limbs before the real surgery.

تیم قبل از جراحی واقعی، اتصال‌های مجدد را روی اندام‌های مصنوعی تمرین کرد.

blood flow is critical during surgical reattachments.

جریان خون در اتصال‌های مجدد جراحی بسیار حیاتی است.

children often have better recovery rates after reattachments.

کودکان اغلب پس از اتصال‌های مجدد بهبودی بهتری دارند.

the reattachments took over twelve hours to complete.

اتصال‌های مجدد بیش از دوازده ساعت طول کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید