rebirther

[ایالات متحده]/ˈriːbɜːθə/
[بریتانیا]/ˈriːbɜrθər/

ترجمه

n. عمل یا فرآیند تولد دوباره؛ در برخی ادیان، یک تولد روحانی؛ باور به تناسخ
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

rebirther therapy

درمان بازسازی

rebirther session

جلسه بازسازی

rebirther process

فرآیند بازسازی

rebirther workshop

کارگاه بازسازی

rebirther techniques

تکنیک‌های بازسازی

rebirther guide

راهنمای بازسازی

rebirther training

آموزش بازسازی

rebirther practice

تمرین بازسازی

rebirther method

روش بازسازی

rebirther community

جامعه بازسازی

جملات نمونه

the rebirther guided me through my transformation.

بازسازی‌کننده من را در طول تحولم راهنمایی کرد.

many people seek the help of a rebirther for personal growth.

بسیاری از افراد برای رشد شخصی به کمک یک بازسازی‌کننده متوسل می‌شوند.

as a rebirther, she specializes in emotional healing.

او به عنوان یک بازسازی‌کننده در درمان احساسی تخصص دارد.

the rebirther uses breathing techniques to facilitate change.

بازسازی‌کننده از تکنیک‌های تنفسی برای تسهیل تغییر استفاده می‌کند.

after the session with the rebirther, i felt rejuvenated.

پس از جلسه با بازسازی‌کننده، احساس تجدید قوا کردم.

her work as a rebirther has transformed many lives.

کار او به عنوان یک بازسازی‌کننده زندگی بسیاری را متحول کرده است.

clients often leave feeling empowered after a rebirther session.

مشتریان اغلب پس از یک جلسه بازسازی‌کننده احساس قدرت می‌کنند.

the rebirther taught me how to let go of past traumas.

بازسازی‌کننده به من یاد داد که چگونه از آسیب‌های گذشته رها شوم.

finding a skilled rebirther can be life-changing.

پیدا کردن یک بازسازی‌کننده ماهر می‌تواند زندگی‌تان را تغییر دهد.

she became a rebirther after her own healing journey.

او پس از سفر درمانی خود به یک بازسازی‌کننده تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید