reciente

[ایالات متحده]//ˈriːsənt//
[بریتانیا]//ˈriːsənt//

ترجمه

adj. جدید؛ تازه؛ به‌طور جدید محبوب
adv. اخیراً؛ به‌طور جدید

جملات نمونه

the recent news about the storm surprised everyone.

خبرهای اخیر درباره باران شگفت‌آور هر کسی را شگفت‌انگیز کرد.

i noticed some recent changes in your lifestyle.

من تغییرات اخیری در سبک زندگی شما را متوجه شدم.

she shared her most recent achievements with the team.

او اخیرترین دستاورد خود را با تیم به اشتراک گذاشت.

there is a recent development in the investigation.

در تحقیق یک پیشرفت اخیر وجود دارد.

do you have any recent experience in this field?

آیا تجربه‌ای اخیر در این زمینه دارید؟

the recent events caused a lot of confusion.

پیش‌آمدهای اخیر بسیاری از افراد را گیج کرد.

i need to update my recent employment history.

من نیاز دارم تاریخچه استخدام اخیرم را به‌روز کنم.

recent studies suggest that coffee is beneficial.

مطالعات اخیر نشان می‌دهد که قهوه مفید است.

they discussed the recent increase in prices.

آن‌ها افزایش اخیر قیمت‌ها را بحث کردند.

he read the recent report on climate change.

او گزارش اخیری درباره تغییرات اقلیمی را خواند.

this is a relatively recent discovery by scientists.

این کشفی نسبتاً اخیر توسط دانشمندان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید