recifes

[ایالات متحده]/re'si:fə/
[بریتانیا]/re'si:fə/

ترجمه

n. شهر بندری مهم در شمال شرقی برزیل، که به عنوان "ونیز برزیل" شناخته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

coral recifes

تپه‌های مرجانی

marine recifes

تپه‌های مرجانی دریایی

tropical recifes

تپه‌های مرجانی استوایی

barrier recifes

تپه‌های مرجانی سد

fringing recifes

تپه‌های مرجانی حاشیه‌ای

artificial recifes

تپه‌های مرجانی مصنوعی

deep recifes

تپه‌های مرجانی عمیق

shallow recifes

تپه‌های مرجانی کم‌عمق

healthy recifes

تپه‌های مرجانی سالم

damaged recifes

تپه‌های مرجانی آسیب‌دیده

جملات نمونه

coral recifes are vital for marine biodiversity.

تالاب‌های مرجانی برای تنوع زیستی دریایی حیاتی هستند.

many fish species inhabit the recifes.

بسیاری از گونه‌های ماهی در این تالاب‌ها زندگی می‌کنند.

protecting recifes is essential for ecosystem health.

محافظت از تالاب‌ها برای سلامت اکوسیستم ضروری است.

tourists often visit recifes for snorkeling.

گردشگران اغلب برای غواصی به تالاب‌ها مراجعه می‌کنند.

recifes provide natural barriers against storms.

تالاب‌ها سدی طبیعی در برابر طوفان‌ها فراهم می‌کنند.

scientists study recifes to understand climate change.

دانشمندان تالاب‌ها را برای درک تغییرات آب و هوایی مطالعه می‌کنند.

recifes are home to thousands of marine species.

تالاب‌ها خانه‌ی هزاران گونه‌ی دریایی هستند.

overfishing threatens the health of recifes.

ماهیگیری بیش از حد سلامت تالاب‌ها را تهدید می‌کند.

recifes are formed by the accumulation of coral polyps.

تالاب‌ها در اثر تجمع پلیپ‌های مرجانی شکل می‌گیرند.

many countries have laws to protect their recifes.

بسیاری از کشورها قوانینی برای محافظت از تالاب‌های خود دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید